بخواند كه اين فقر را دور مىكند . ( 1 ) به كودكان خود نماز بياموزيد و چون به هشت سالگى رسيدند آنها را مسئول آن دانيد ( و مراقبت و باز خواست كنيد ) . ( 2 ) خود را از نزديكى به سگها پاك بداريد ، و هر كه به سگ ، بىرطوبت سايشى يابد بايد بر جامهاش آب فشاند و اگر سگ رطوبت داشت بايد جامهء خود را بشويد . ( 3 ) هر گاه حديثى از ما شنيديد و نفهميديد آن را به ما برگردانيد و در بارهء آن درنگ كنيد و چون حقيقت بر شما روشن شد آن را بپذيريد و سخن پراكنان شتابزده نباشيد . ( 4 ) آن كه زياده رفته ( بايد ) به ما برگردد و آنكه عقب مانده ( نيز بايد ) به ما برسد ، « 75 » ( 5 ) هر كه به ما دست آويزد ( به هدف ) برسد و هر كه از ما عقب ماند نابود شود . ( 6 ) هر كه راهى جز راه ما پيمايد لگدكوب شود . ( 7 ) دوستداران ما را فوجهايى از رحمت خداست و دشمنانمان را فوجهايى از خشم خدا . ( 8 ) راه ما و فرمان ما درست ( و رهنما ) است . ( 9 ) در پنج ( مورد ) سهو ( در نماز ) روا نيست : وتر ( نماز يك ركعتى نافله ) و دو ركعت نخست هر نماز واجب كه بايد در آنها حمد و سوره بخواند ، نماز صبح ، نماز مغرب و هر نماز دو ركعتى واجب ديگر ، هر چند در سفر باشد . ( 10 ) خردمند بىطهارت قرآن نخواند تا براى آن تطهير كند .
( 11 ) چون در نماز باشيد پس از هر سوره حقّ آن را از ركوع و سجود ( خوب ) ادا كنيد . ( 12 ) مرد در حالى كه پيراهن را بر يك شانه افكنده باشد نماز نمىخواند چه اين از كارهاى قوم لوط است . « 76 » . ( 13 ) ) براى مرد ، نماز با يك طاقه پارچه كه دو طرفش را بر گردن بندد و يا پيراهن درشتبافى كه تكمهء آن را ببندد روا باشد . ( 14 ) مرد بر صورت ( عكس و نقاشى ) و فرشى كه بر آن نقش صورت باشد نماز نگزارد ، ولى جايز است كه صورت زير دو پايش قرار گيرد ( به نحوى كه ديده نشود ) يا پوششى بر آن افكنند . ( 15 ) مرد ، سكّهاى سيمين كه بر آن نقش صورتى باشد در جامهء خود گره نزند و نماز بخواند ، ولى جايز است كه سكهء نقره در هميان يا در كيسهاى باشد به شرط آن كه پديدار باشد ( يا كيسه در روى لباس باشد نه درون آن ) . ( 16 ) مرد ، نه بر تودهء گندم و نه جو و نه هر چيزى خوراكى و نه بر
هامش
( 75 ) در نهج البلاغه آمده است : « نحن النّمرقة الوسطى بها يلحق التالى و اليها يرجع الغالى - ما پشتىاى هستيم در ميانه ( كه از دو جانب بر آن تكيه دهند و اعتماد كنند ) آنكه وامانده خود را به آن تكيهگاه برساند و آن كه تجاوز كرده و تند رفته به جانب آن تكيهگاه باز گردد » اين از آن روست كه روش ايشان عليهم السّلام طريق صحيح و راه درست دين و صراط مستقيم است و ايشان خود راهها و رهبرانى هستند كه به فطرت حنيفى كه اساس اديان بر آنها نهاده شده است مىرسند و مىرسانند و همه مردم به پيروى از آن فطرت خوانده شدهاند به مصداق « فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ، و لكن اكثر الناس لا يعلمون - پاكدلانه روى به دين بياور ، اين فطرت الهى است كه مردمان را بر وفق آن آفريده است ؛ در آفرينش الهى تغييرى راه ندارد ؛ اين دين استوار است ، ولى بيشترينهء مردم نمىدانند » الرّوم ، 30 - پس امامان عليهم السّلام به خلوص فطرت قيام كردند و پايهء آموزشهاى خود را بر آن نهادند و از هيچ عاطفهء معمولى يا آموزش بشرى هر چند اندك هم بوده باشد تأثير نپذيرفتند ، از اين روى كسى كه در دين خود زياده روى و غلوّ كرده و از حدود لازم شرعى الهى تجاوز نموده است ، نجاتش با رجوع به روش امامان و پناه بردن به زير سايهء ايشان ميسّر خواهد شد .
( 76 ) در حديث آمده است : « بر يك شانه افكندن ( يا حمايل ساختن ) پيراهن كار جابران است . »