چون تيرانداز بىزه باشد . ( 1 ) زن بايد براى همسرش عطر زند . ( 2 ) آن كه براى دفاع از مال خود كشته شود شهيد به شمار آيد . ( 3 ) مغبون نه ستوده است و نه درخور هم سخنى . « 49 » ( 4 ) فرزند را با پدرش ، و زن را با همسرش قسم نباشد . ( 5 ) « 50 » خاموش ماندن تا شب روا نيست مگر ( خموشى ) به ياد خدا .
( 6 ) پس از هجرت باديهنشينى نيست و پس از فتح ( مكّه ) هجرت موردى ندارد . « 51 » ( 7 ) بدان چه نزد خداى عزّ و جلّ است روى آريد ( و چشم بدان داريد ) زيرا ( اين چشمداشت از خدا ) موجب بىنيازى از آنچه در دست مردم است مىشود . ( 8 ) خداوند پيشهور امين را دوست دارد . ( 9 ) هيچ كردارى نزد خدا محبوبتر از نماز نيست ، ( 10 ) كارهاى دنيايى شما را از وقت نماز باز ندارد زيرا خداوند مردمانى را كه به اوقات آن بىاعتنايى كنند نكوهش كرده و فرموده است :
( فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ
- ( واى بر آن نمازگزاران ) آنان كه از نمازشان غافلند » « 52 » يعنى ( اوقات و ترتيبات آن را ) فراموش مىكنند . ( 11 ) بدانيد كه ( حتّى ) نيكوكاران دشمنانتان با يك ديگر ريا مىكنند از اين روست كه خداى عزّ و جلّ به ايشان توفيق نمىدهد و جز كردارى را كه ( خالصانه و بىريا ) براى او باشد نمىپذيرد . ( 12 ) نكوكارى تباه نشود و گناه فراموش نگردد ،
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ
- بيگمان خداوند با پرهيزگاران و نيكوكاران است » « 53 » . ( 13 ) مؤمن برادرش را سرزنش نكند و به او خيانت نورزد و متّهمش نسازد و وانگذاردش و از او بيزارى نجويد . ( 14 ) عذر برادرت را بپذير و اگر ( خود ) عذرى ندارد ( تو ) عذرى برايش بجوى . ( 15 ) بر كندن كوهها آسانتر از دل كندن از ملك چند روزه است
اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
- از خداوند مدد بجوييد و شكيبايى كنيد ؛ زيرا كه زمين از آن خداوند است ، به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ميراث مىدهد و نيك سرانجامى از آن پرهيزگاران است » « 54 » . ( 16 ) پيش از رسيدن وقت كارى بدان شتاب مكنيد كه پشيمان مىشويد و ( مبادا ) زمان بر شما دراز بپايد كه سنگدل گرديد .
( 17 ) بر ناتوانانتان رحمت آريد و از خداى عزّ و جلّ رحمت طلبيد . ( 18 ) از غيبت بپرهيزيد زيرا مسلمان از
هامش
( 49 ) در متن « المغبون لا محمود و لا محاور » و در خصال « لا محمود و لا مأجور - نه ستوده است و نه مزددار » آمده است ( مراد آن است كه كسى كه فريب خورده و بىدست و پاست و نمىتواند گليم خود را از آب بيرون كشد و از تجربهها پند نمىگيرد و با كسى نيز مشورت نمىكند و همواره آمادهء فريب خوردگى و مغبونى است نه ستودنى است و نه قابل معاشرت و هم سخنى و به ضبط خصال : [ و نه در آخرت براى مغبونى خود مزدى مىبرد . - م . ] . )
( 50 ) يعنى قسم فرزند تحت حضانت ، بدون اجازهء پدر و نيز قسم زن بدون رخصت شوهر مفيد نيست . - م .
( 51 ) يعنى باز گشتن به بلاد كفر و اقامت در آن بلاد پس از مهاجرت از آنها به مملكت اسلام . در روزگار ما ( مصداقش مثلا ) آن است كه آدمى به تحصيل دانش و كسب معلومات دينى اشتغال ورزد و سپس تحصيل را ترك گويد و از آن دور و با آن بيگانه شود .
( 52 ) الماعون ، 4 و 5
( 53 ) النّحل ، 128
( 54 ) الاعراف ، 128