حاجتهايتان بپردازيد كه خداوند تبارك و تعالى فرمايد :
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً
- اگر اينان به راستى عزم رهسپارى داشتند براى آن تهيه و تداركى مىديدند . » « 29 » ( 1 ) هر گاه يكى از شما در آفتاب نشيند پشت به خورشيد كند زيرا درد درون را پديد كند . ( 2 ) چون به حج رفتيد به خانهء خدا بسيار بنگريد كه خداوند يك صد و بيست نظر رحمت در خانهء حرمت بنيان خويش دارد كه شصت نظر از آن گردندگان ( به دور حرم ) و چهل نظر از آن نمازگزاران و بيست نظر از آن نگرندگان است . ( 3 ) برابر خانهء كعبه به هر گناه خويش كه به ياد داريد اعتراف كنيد و براى گناهانى كه به ياد نداريد بگوييد :
« پروردگارا هر چه را تو از ما به ياد دارى و ما خود فراموش كردهايم بر ما بيامرز » « 30 » زيرا هر كه در آنجا به گناهانش اعتراف كند و آنها را بر شمارد و ياد كند و از خداى عزّ و جلّ آمرزش طلبد خدا را سزد كه آنها را بر او بيامرزد . ( 4 ) پيش از فرود آمدن بلا به دعا پيشدستى كنيد زيرا درهاى آسمان در شش مورد گشوده شود : هنگام آمدن باران و هنگام پيشروى ( رزمندگان ) و به وقت اذان و خواندن قران و دم غروب خورشيد و بگاه سپيدهدمان . ( 5 ) هر كه كالبد مردهاى را پس از سرد شدن مسّ كند غسل بر او واجب شود . ( 6 ) هر كه مؤمنى را غسل دهد بايد پس از كفن كردن او غسل كند و بعد از آن مرده را مسّ نكند كه غسل بر او واجب شود . ( 7 ) « 31 » كفنها را بخور ندهيد و بر مردگان خود جز كافور عطرى نپاشيد زيرا مرده مانند كسى است كه احرام بسته باشد . ( 8 ) خانوادهء خود را به گفتن سخن نيك بر سر مرده فرمان دهيد « 32 » زيرا فاطمه دخت پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله چون پدرش عليهما السّلام درگذشت و دختران هاشمى بر او مرثيه خواندند ، گفت : ( چنين ) سوگوارى « 33 » را ترك گوييد و دعا كنيد . ( 9 ) مسلمان آينهء برادر خويش است هر گاه لغزشى از برادر خود ديديد همه بر او هجوم نياوريد ، او
هامش
( 29 ) التوبة ، 46
( 30 ) عين عبارت استغفار چنين است : ما حفظته يا ربّ علينا و نسيناه فاغفره لنا . - م .
( 31 ) در متن چنين است : [ من غسّل مؤمنا فليغتسل بعد ما يلبسه اكفانه « و لا يمسّه بعد ذلك » فليجب عليه الغسل ] ( مصحح متن عربى 1335 ش - 1376 ق ، آقاى على اكبر غفّارى در پا برگ آوردهاند ) : [ اى بعد ما يبرد قبل ان يغسّل ] يعنى پس از آن كه سرد شد و پيش از غسل ، ولى ظاهر عبارت ناظر بر اشكال مسّ كالبد مرده حتى پس از غسل ميّت است . در پابرگ صفحه 103 تحف العقول چاپ كتابفروشى اسلاميهء تهران ، 1400 ه . ق در ترجمهء فارسى ايشان توضيحى به گونهء ديگر و چنين دادهاند كه ظاهرا مقرون به صواب است : [ اين قسمت ( يعنى مرده را پس از غسل هم مس نكند ) ، ظاهرا نسخه بدل بوده و اشتباها از ناسخ داخل متن شده چنان كه در خصال صدوق هم نيست و ممكن است جزء متن هم باشد ولى خلاف اجماع است و بدان عمل نكردهاند . ] .
( 32 ) در متن « مروا اهاليكم » آمده كه به معنى امر كردن و واداشتن است و شايد « عزّوا - تعزيت و تسليت گوييد » باشد . ( مراد آن كه كلماتى خوب و مناسب تعزيت و طلب مغفرت براى مرده گوييد يا او را دعا كنيد و به خويشانتان سفارش كنيد چنين گويند . - م . )
( 33 ) در متن « حداد » است كه به معنى ترك زينت و پوشيدن جامهء سياه به نشانهء سوگوارى است و در خصال به جاى « اتركوا المداد » ، « دعوا التعداد » آمده است : « . . . . تمام دختران بنى هاشم به او ( حضرت فاطمه عليها السّلام ) كمك كردند پس به آنان گفت : « دعوا التعداد - اين ترتيبات و وسايل ( سوگوارى ) را وانهيد »