- پس هر كس از شما ماه را ديد « 14 » ( يا در آغاز ماه حاضر و مقيم بود ) بايد روزه بگيرد » . « 15 » ( 1 ) در نوشيدن مستى آور ( مسكر ) و مسح روى پاپوش تقيّه روا نيست . ( 2 ) « 16 » مبادا در حقّ ما زياده روى ( غلوّ ) كنيد ، فقط بگوييد : ما بندگان پروردهايم و ( امّا ) پيرامون فضل ما هر چه مىخواهيد بگوييد .
( 3 ) هر كه ما را دوست دارد بايد چون ما كردار كند و از پارسايى مدد جويد كه به راستى در دنيا و آخرت بهترين مددكار است . ( 4 ) با بدگوى ما بهم ننشينيد و نزد دشمنان ما را آشكارا مستاييد كه دوستى ما را اظهار ولى خود را نزد سلطان خويش خوار سازيد . ( 5 ) هماره با راستى باشيد كه مايهء رستگارى است .
( 6 ) بدان چه نزد خداست دل بنديد و خرسندى و فرمانبردارى او را بجوييد و بر اين دو بشكيبيد . ( 7 ) چه زشت است كه مؤمن به بهشت درآيد ولى پرده دريده باشد . ( 8 ) در روز پسين به سبب كردارى « 17 » كه از پيش داشتهايد ما را از شفاعت خود درمانده نكنيد « 18 » و خود را در رستاخيز نزد دشمنتان رسوا نسازيد . ( 9 ) خود را در پايگاهى كه نزد خدا داريد به سبب دنياى دون دروغگو در نياريد . ( 10 ) بدان چه خدايتان فرموده چنگ در زنيد . ( 11 ) ميان هيچ يك از شما با آنچه ( مشتاقانه ) آرزويش مىكند و دوست مىدارد « 19 » ( فاصلهاى ) نيست مگر آنكه پيامبر خدا در دم مرگ بر سر او آيد ، و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است و به خدا سوگند كه او را مژده آيد و چشمش روشن شود و ديدار را ( به جان و دل ) پذيرا گردد . ( 12 ) برادران ناتوان خود را خوار مشماريد ، چه هر كه مؤمنى را خوار شمارد « خدايش خوار سازد و روز رستاخيز آنان را با يك ديگر جمع نكند مگر آنكه توبه كند . ( 13 ) هر گاه مردى از نياز برادر خويش آگاه باشد نبايد به او زحمت درخواست بدهد ، « 20 » ( 14 ) به ديدار هم رويد و با هم مهربانى ورزيد و به يك ديگر بخشش كنيد و چونان منافق ( دوروى ) نباشيد كه ( به آب و تاب و خودنمايى ) آنچه نكند بگويد . ( 15 ) زناشويى كنيد كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت : هر كس خوش دارد بر روش من رود بايد زناشويى كند زيرا زناشويى سنّت و روش من است ، ( 16 ) فرزند خواهيد كه من به ( افزونى تعداد )
هامش
( 14 ) پيداست در آيهء مباركهفَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ . . .لفظ « شهد - ديد » اطلاق كلى دارد بر مشاهدهء فردى يا يقين به حصول رؤيت هلال كه با وجود شرايطى شرعى محقق مىشود . - م .
( 15 ) البقرة ، 185 .
( 16 ) شرط وجوب تقيّه وجود حالت اضطرار و ناچارى است و در مورد ناچار بودن به نوشيدن مسكر و مسح از روى كفش ، در حصول شرايط تقيّه اختلاف و ملخص كلام همان گونه كه در نص آمده در هيچ يك از حالات ، تقيهء نوشيدن مسكر و مسح روى كفش جايز نيست .
( 17 ) مراد اعمال زشت و اخلاق ناپسند است .
( 18 ) در خصال « لا تعنونا - كار ما را دشوار نسازيد » آمده ولى در متن « لا تعيونا - ما را به رنج ميندازيد و سربار ما نشويد » مىباشد .
( 19 ) مراد نعيم فردوس و ثواب آخرت است . - م .
( 20 ) يعنى مؤمن بايد بدون وادار شدن برادرش به درخواست كه امرى رنجبار و دشوار است خود نياز او را برآورد . - م .