تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3256

مساهمون:

ص٣٢٥٦
خويش نهاد و حارث بن بدر تميمى غدانى را بر پهلوى چپ نهاده ابن ازرق نيز عبيده ابن هلال يشكرى را بر پهلوى راست خويش نهاد و زبير بن ماحوز تميمى را بر پهلوى چپ نهاد ، آنگاه تلاقى شده و ضربت زدن آغاز كردند و نبردى سخت كردند كه هرگز نبردى سختتر از آن ديده نشده بود . مسلم بن عبيس سالار سپاه بصره كشته شد . نافع بن ازرق سر خوارج نيز كشته شد . مردم بصره حجاج بن باب حميرى را سالار خويش كردند و دوباره بيامدند و نبردى سخت كردند كه حجاج بن باب سالار مردم بصره كشته شد . عبد الله بن ماحوز سالار ازارقه نيز كشته شد . پس از آن مردم بصره ربيعه الاجذم تميمى را سالار خويش كردند و باز بيامدند و نبرد كردند تا شب شد و دو گروه از همديگر متنفر شدند كه از جنگ خسته شده بودند و جدا از هم ايستاده بودند تا يك دسته تازه نفس كه در جنگ خسته شده بودند و جدا از هم ايستاده بودند تا يك دسته تازه نفس كه در جنگ حضور نداشته بود به كمك خوارج آمد و از جانب مردم عبد القيس حمله آورد و كسان هزيمت شدند . سالار سپاه بصره ربيعه - الاجذم نبرد كرد تا كشته شد و حارثة بن بدر پرچم مردم بصره را بگرفت و لختى نبرد كرد . كسان رفته بودند و او پشت سرشان با محافظان و مردم صبور نبرد كرد آنگاه با كسان برفت و آنها را به محلى در اهواز فرود آمد . يكى از شاعران خارجى در اين باب گويد : « آه جگرم ، نه از گرسنگى و تشنگى « آه جگرم از عشق ام حكيم « اگر مرا در جنگ دولاب ديده بود « نيزه زدن مردى را مىديد كه « در جنگ تنگ نظر نبود « آن صبحگاه كه بكر بن وائل در آب فرو رفت « و اسبان را سوى تميم رانديم « نخستين صولت ما از آن عبد القيس بود
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3256 | محمد بن جرير الطبري / ابوالقاسم پاينده