امير بود .
در اين سال كار خوارج در بصره بالا گرفت و نافع بن ازرق در آنجا كشته شد .
سخن از خبر كشته شدن نافع بن ازرق خارجى
محمد بن زبير گويد : عبيد الله بن عبيد الله ، برادرش عثمان بن عبيد الله را با سپاهى به مقابلهء نافع بن ازرق فرستاد كه در دولاب با آنها تلاقى كرد ، عثمان كشته شد و سپاهش هزيمت شد .
وهب گويد : مردم بصره سپاهى به سالارى حارثة بن بدر فرستادند و چون با خوارج تلاقى شد به ياران خويش گفت :
« عدا بگيريد و آب بگيريد « و هر كجا مىخواهيد برويد » معاويه بن قره گويد : با ابن عبيس برفتيم و با خوارج تلاقى كرديم ابن ازرق و دو يا سه پسر ماحوز كشته شدند . ابن عبيس نيز كشته شد .
ابو جعفر گويد : هشام بن كلبى از روايت ابو المخارق راسبى حكايت ابن ازرق و پسران ماحوز را به صورت ديگر آورده گويد : كار نافع بن ازرق بالا گرفت كه مردم بصره به اختلافى كه به سبب مسعود بن عمرو ، ميان از دو ربيعه و تميم افتاده بود سرگرم بودند . جماعت ابن ازرق بسيار شد و سوى بصره آمد تا به نزديك پل رسيد . عبد الله بن حارث ، مسلم بن عبيس بن كريز را با مردم
بصره به مقابلهء او فرستاد ، مسلم برفت و ابن ازرق را از بصره و سرزمين بصره به يك سوزد تا در سرزمين اهواز به جايى رسيد به نام دولاب . پس مردم براى مقابلهء همديگر آماده شدند و از دو سو حمله بردند . مسلم بن عبيس ، حجاج بن باب حميرى را بر پهلوى راست