تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3251

مساهمون:

ص٣٢٥١
« با گروهها كه همانند موج دريا بود « و چيزى نگذشت كه بزرگانشان نابود شدند « و از آنها جز دسته ها نجات نيافت « مردم صبور از پا در آمدند و چنان شدند « كه باد صبا و اسبان بر آنها مىگذرد « اگر كشته شدند كشته شدن ، مرگى محترمانه است « و هر كس روزى دستخوش حادثه اى مىشود » ( كه قصيده اى دراز است ) كشته شدن سليمان بن صرد و توبه گرانى كه در عين الورده با وى كشته شدند در ماه ربيع الاخر بود . در همين سال مروان بن حكم به مردم شام دستور داد كه با دو پسرش ، عبد الملك و عبد العزيز ، به جانشينى وى بيعت كنند و آنها را وليعهدان خويش كرد .

سخن از سبب اينكه مروان دو پسر خود را وليعهد كرد

عوانه گويد : وقتى عمرو بن سعيد بن عاص ، اشدق ، مصعب بن زبير را كه برادرش عبد الله بن زبير او را سوى فلسطين فرستاده بود هزيمت كرد ، سوى مروان بازگشت در آن هنگام مروان به دمشق بود و بر همه شام و طف تسلط يافته بود و خبر يافت كه عمرو مىگويد از پس مروان خلافت از آن من است و ادعا داشت كه مروان به دو وعده داده است ، پس مروان حسان بن مالك بن بجدل را پيش خواند و به دو گفت كه مىخواهد براى دو پسرش عبد الملك و عبد العزيز به جانشينى خويش بيعت بگيرد و سخن عمرو بن سعيد را كه شنيده بود به وى خبر داد .