أشعث و زيد ابن حارث . و سه ديگر هم آن حضرت را مخذول گذاشتند :
سليمان صرد خزاعى و مسيّب بن نجبة فزارى و عبد اللّه بن سعد ازدى و عبد اللّه وال تيمى و رفاعة بن شدّاد بجلّى و بسيارى ديگر .
چون آن حضرت شهيد شد و قشون پسر زياد از كربلا مراجعت كرد پشيمان گشته ديدند خطاى بزرگى كردهاند كه آن حضرت را دعوت كرده و نصرتش ننمودند تا آنكه او را در پهلوى ايشان كشتند و ديدند كه چرك اين ننگ و كثافت اين گناه نمىشويد مگر قتل قتلهء آن حضرت ، و خود را به كشتن دادن براى نيل به اين سعادت ، اين بود كه جماعت شيعه به اين پنج نفر كه رئيس بودند و از خوبان اصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام بود پيوسته و در منزل سليمان مجتمع شدند .
اوّل كس مسيّب بن نجبه برخاست و بعد از حمد خداوندى گفت :
« أمّا بعد : فإنّا [ قد ] ابتلينا به طول العمر و التّعرّض لأنواع الفتن فنرغب إلى ربّنا أن لا يجعلنا ممّن يقول له غدا : « أو لم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر [ و جاءكم النّذير فذوقوا فما للظّالمين من نصير ] » فإنّ أمير المؤمنين عليّا عليه السّلام قال : « العمر الّذي أعذر اللّه فيه ابن آدم
هامش
- مختار به خونخواهى امام حسين عليه السّلام قيام كرد ؛ شبث كه خود از كشندگان امام بود در انتقام گرفتن از كشندگان امام با مختار همكارى و همراهى داشت ، بعدا رئيس پليس كوفه شد ، در كشتن مختار نيز دست داشت ، و در حدود سال 70 هلاك شد . وى را سمبل بىارادگى و بوقلمونصفتى برشمردهاند .
( از مرحوم دكتر آيتى رحمه اللّه )