اين طور كه امروز آن طفل افتاده ، روزى آيد اين پدر و مادر افتاده شوند .
حقّ والدين عظيم است :
« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً »
. « 1 »
احسان به آنها چون عبادت خداست .
هفتم : « ثمّ كان الأولاد لا يألفون آباءهم و لا يألف الآباء أبنائهم لأنّ الأولاد كانوا يستغنون عن تربية الآباء و حياطتهم « 2 » فيتفرّقون عنهم حين يولدون فلا يعرف الرّجل أباه و امّه « 3 » » .
و اين داراى مفاسد بسيار است از آن جمله « و لا يمتنع من نكاح امّه و اخته و ذوات المحارم منه إذ كان لا يعرفهنّ ، و أقلّ ما في ذلك من القباحة » ، « 4 »
هيچكس خبر بدان چنين حين چيزى را نپسندند ، چنان كه حكايت « آن زن كه در خلافت عمر انكار فرزند خود نمود » « 5 » بر آن دلالت دارد .
هامش
( 1 ) - النّساء : 36 . : « و خداى را بپرستيد و چيزى را با او انباز مسازيد و به پدر و مادر نيكى كنيد » .
( 2 ) - أى حفظهم و تعهّدهم .
( 3 ) - : « همچنين با اين فرض ، در ميان فرزندان و والدين هيچ پيوند و الفتى حاكم نبود ؛ زيرا كودكان از تربيت و سرپرستى پدران بىنياز بودند و از زمان تولّد از پدران خويش جدا مىگشتند . او نيز پس از آن ، پدر و مادرش را [ و خواهر و برادرش را ] نمىشناخت » .
( 4 ) - « و اين عدم شناخت باعث مىشد كه بر سر راه ازدواج با مادر و خواهر و ديگر محارم مانعى پديد نيايد ، و اين كمترين مفسدهاش بود » .
( 5 ) - : « جوانى در مدينه فرياد مىزد : اى خدائى كه بزرگترين داور هستى ، ميان من -