« و منازل مخوفة مهولة لا بدّ من الورود عليها و الوقوف عندها » .
از جملهء آن منازل يكى مرگ است كه وصفشدنى نيست : « عيسى عليه السّلام مىخواست يحيى را زنده بكند انيس وى باشد ، فرمود : هنوز حرارت مرگ از من ننشسته تو مىخواهى دوباره حرارتش را اعاده كنى » « 1 » .
يكى قبر است كه فرمود : « ميّت را يكدفعه داخل قبر نگذاريد « فإنّ للقبر أهوالا » « 2 » : يكى فشار قبر است ، كه سعد بن معاذ با آنكه داراى مقامات عاليه بود به قسمى كه جبرئيل با هفتاد هزار نفر از ملائكه به واسطهء مداومتش بر سورهء مباركهء توحيد به تشييع جنازهاش حاضر شدند و پيغمبر بىحذاء و رداء او را تشييع نمود و گاهى جانب راست جنازهاش را مىگرفت و گاهى جانب چپ آن را ، عرض كردند چرا ؟ فرمود : جمعى كه چنين هستند و چنين مىكنند . خودش او را در لحد خوابانيد و خشت لحدش را چيد ، مادرش گفت : اى فرزند ، بهشت بر تو گوارا باد ، فرمود : چنين نگو كه قبر او را فشارى داد به واسطهء آنكه فى الجملة سوء خلقى با أهلش داشته .
و در خبرى وارد شده كه شخصى از خوبان را در قبر مىنشانند مىخواهند او را صد تازيانه بزنند ، مىگويد طاقت ندارم ، تا آنكه براى او كم مىكنند تا به يكى مىرسند ، مىخواهد قبول نكند ، مىگويند : ديگر از آن ناچارى ، مىگويد براى چه مرا يك تازيانه مىزنند ؟ مىگويند : به واسطهء آنكه روزى بر ضعيفى گذشتى او را يارى نكردى پس يك تازيانه به او زنند كه قبرش را پر از آتش نمايند « 3 » .
هامش
( 1 ) - الكافي : 3 / 260 / 37 .
( 2 ) - مستدرك از فقه الرّضا 7 : 2 / 317 / 1 .
( 3 ) - البحار : 14 / 493 / 14 . از قصص الأنبياء راوندى .