تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
حضرت نماند كه تير بر او نرسد ، در آن حمله بعضى گفته‌اند كه پنجاه نفر از اصحاب حضرت بر خاك غلطيدند اين بود كه واغيثايش بلند شد : « أ ما من مغيث يغيثنا لوجه اللّه ؟ ! أ ما من ذابّ يذبّ عن حرم رسول اللّه ؟ ! » « 1 » ؟ ! . تو هم مانند اصحاب بايد اجابتش كنى ! ! ، اين استغاثه اثر كرد در حرّ بن يزيد كه رو كرد گفت : « أما ترى الحسين كيف يستغيث فلا يغاث ؟ ! » « 2 » ، خود را خدمت حضرت رسانيد عرض كرد : من اوّل خارج بر تو بودم اجازه بده اوّل قتيل در راهت باشم . رفت و شهيد شد . بعد از او برير بن خضير به ميدان رفت - كه فارس‌تر « 3 » اهل زمان خود بود - و سى نفر را به نيران « 4 » فرستاد . و بعد از آن يزيد [ بن مغفل ] به ميدانش آمد و به او گفت : شهادت مىدهم تو از گمراهانى . فرمود : بيا مباهله كنيم ، هركس بر حقّ است غالب آيد ، برير او را به درك فرستاد بعد « بحير » نامى به ميدان آمد او را به درجه شهادت رسانيد و به آن فخر مىنمود . پسر عمّش به او گفت : « ويحك يا بحير ! قتلت برير بن خضير ، فبأيّ وجه تلقّى ربّك غدا إنّه كان من الصّلحاء ؟ ! فندم و أنشأ « 5 » :
فيا ليت أنّي كنت في الرّحم حيضة * [ و يوم حسين كنت ضمن المقابر ]
هامش
( 1 ) - : « آيا فريادرسى نيست كه براى خدا به دادمان برسد ؟ ! آيا كسى نيست كه از حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دفاع كند ؟ ! » . ( 2 ) - : « مگر نمىنگرى كه حسين ، كمك‌كار مىطلبد و كسى به دادش نمىرسد ؟ ! » . ( 3 ) - فارس : سلحشور ، جنگجو . ( 4 ) - جهنّم . ( 5 ) - : « واى بر تو اى بحير ! دست تو به خون كسى چون برير بن خضير ملوّث شده ! چگونه فرداى قيامت با پروردگارت روبرو خواهى شد ؟ ! . بحير كه چنين شنيد از كرده‌اش نادم گشته و اين ابيات سرود : ( ترجمه : ) اى كاش در رحم حيضه گشته و تكوّن نمىيافتم * و روز حسين ( امروز ) در لابلاى قبرها بودم ! » .