تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
جابر و أبو سعيد و سهل و زيد و أنس « 1 » از آنها سؤال كنيد ، اگر نمىپرسيد و شكّ داريد ، شكّ ندارد كه غير از من فرزند دختر پيغمبرى در مشرق و مغرب پيدا نمىشود . گذشته [ از آنكه ] به چه جهت كشتن مرا مباح مىشماريد : « أ تطلبونني بقتيل منكم قتلته ؟ أو مال لكم استهلكته ؟ أو بقصاص جراحة » « 2 » ؟ ! . اين دفعه ديگر هيچ جواب نمىدادند ، حضرت ندا كرد : شبث ! و حجّار بن أبجر ! و قيس بن أشعث ! و يزيد بن حارث ! ننوشتيد : « أن قد أينعت الثمار و اخضرّت الجنان ، و إنّما تقدم على جند لك مجنّد ؟ » « 3 » ، قيس گفت : نمىدانيم چه مىگوئى ، ولى بايد تسليم شوى به رأى عبيد اللّه ، فرمود : « و اللّه لا اعطيكم بيدي إعطاء الذّليل و لا أفرّ لكم فرار العبيد ! . - ثمّ نادى : - يا عباد اللّه
« إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ »
« 4 » . چنان خطبه خواند كه گفته‌اند : « لم يسمع متكلّم قطّ قبله و لا بعده أبلغ منه في
هامش
( 1 ) - يعنى : جابر بن عبد اللّه انصارى ( 73 ، 74 ، 78 ه ق ) ، و ابو سعيد خدرى ( 74 ) و سهل بن سعد ساعدى ( 91 ) ، و زيد بن ثابت بن ضحّاك ، كاتب وحى ( 45 ) ، و أنس بن مالك الخزرجىّ الأنصارى ( 93 ) ، خادم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله . همگى از صحابه و در زمان شهادت امام حسين عليه السّلام در حيات بوده‌اند . ( 2 ) - البحار : 45 / 98 . : « آيا كسى از شما كشته‌ام كه خون او را از من مىخواهيد ؟ يا مالى از شما برده‌ام ؟ يا قصاص جراحتى را از من مىخواهيد ؟ » . ( 3 ) - : « آيا شما به من ننوشتيد كه ميوه‌ها رسيده و باغها سرسبز شده و تو بر لشكرى آمادهء ياريت وارد خواهى شد ؟ ! » . ( 4 ) - : « به خدا كه دست خوارى به شما نخواهم داد و نه چون بردگان از شما خواهم گريخت - سپس فرياد برآورد : - اى بندگان خدا ، « من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم از هر سركشى كه به روز حساب ايمان ندارد - غافر : 27 » » .