تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
از آن جمله در وقت سحر آن حضرت را خواب ربود در خواب ديد يكى آنكه خدمت جدّش رسيد و ديگرى آنكه سگانى چند بر او حمله نمودند . از آن جمله دسته‌اى از قشون ابن سعد كه پاسبانى مىكردند بنا داشت حضرت به طرفى رود اين آيه را :
« لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
- الآية » « 1 » [ خواند ] . امّا وقايع روز يكى آن حضرت امر فرمود خيمهء جداگانه نصب نمودند براى ؟ ؟ ؟ ؟ . ديگرى حضرت در اوّل روز وقتى كه ديد مهيّاى قتالش هستند دستها را بلند كرد و عرض نمود : « اللّهمّ أنت ثقتي في كلّ كرب - إلخ » « 2 » . و ديگرى آنكه حضرت صف‌آرائى نمود ، زهير بن قين را بر ميمنه و حبيب را بر ميسره و برادرش را رايت و خيمه‌ها را پشت سر قرار داده و فرمود خندقى كه آنجا بود هيزم و نى بسيارى در آن ريخته آتش در آنها زدند نبادا از پشت سر رو به آنها بيايند . عمر سعد هم ميمنه‌اش را به عمرو بن حجّاج ، ميسره را به شمر ، رايت را به غلامش داد . آن أشقيا مىخواستند حمله به خيمه‌ها كنند ، خندق‌اش را ديدند ؛ شمر به آواز بلند گفت : « يا حسين ، أ تعجّلت بالنّار قبل يوم القيامة - إلخ » « 3 » . از آن جمله چون آن اشقيا سوار شدند حضرت هم‌سوار شد به جانب آنها رفت ولى برير را ابتدا پيش فرستاد و فرمود : ابتداء تو مكالمه كن ، رفت به آنها
هامش
( 1 ) - النّور : 57 . ( 2 ) - البحار : 45 / 4 . : « خداوندا ! در هر گرفتارى و اندوه تنها توئى مورد اعتمادم » . ( 3 ) - البحار : 45 / 5 و 6 .
مواعظ ( فارسى ) — صفحة 139 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / بهراد جعفرى