تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
كان السّجّاد عليه السّلام إذا أخذ إناءا ليشرب ماء بكى حتّى يملأها دمعا ، فقيل له في ذلك ، فقال : و كيف لا أبكي و قد منع أبي من الماء الّذي كان مطلقا للسّباع و الوحوش » « 1 » . اللّهوف ، عن الصّادق عليه السّلام : « إنّ زين العابدين عليه السّلام بكى على أبيه أربعين سنة « 2 » صائما نهاره ، قائما ليله ، فإذا كان وقت إفطاره أتاه غلامه بطعامه و شرابه فيقول : قتل أبو عبد اللّه عليه السّلام جائعا ! قتل أبو عبد اللّه عليه السّلام عطشانا ! و يبكي حتّى يبلّ طعامه [ بدموعه ] و يمزج شرابه بدموعه - إلخ » « 3 » .
هامش
- آنكه از حسين عليه السّلام ياد نمودم ، و هيچ بنده‌اى نيست كه هنگام نوشيدن آب حسين عليه السّلام و اهل بيتش را به خاطر آورد ، و قاتل او را لعن كند جز آنكه خداوند برايش صد هزار حسنه ثبت و صد هزار سيّئه از ديوان اعمالش محو مىسازد و او را تا صد هزار درجه ترفيع مىدهد ، و گويا صد هزار برده آزاد ساخته است ، و خداوند در روز قيامت وى را آسوده‌خاطر محشور مىفرمايد » . ( 1 ) - البحار : 46 / 108 / 1 . نقل است كه امام سجّاد عليه السّلام تا ظرف آبى براى نوشيدن مىگرفت آن‌قدر مىگريست كه آن را مالامال از سرشك ديده‌اش مىساخت ، و چون علّت آن را از وى مىپرسيدند مىفرمود : چطور نگريم در حالى كه پدرم از آبى منع شد كه مصرف آن براى درندگان و وحوش آزاد بود ؟ ! » . ( 2 ) - كذا . ( 3 ) - البحار : 25 / 278 / 31906 . در لهوف سيّد ابن طاووس رحمه اللّه از امام صادق عليه السّلام نقل است : همانا امام زين العابدين عليه السّلام تا چهل سال بر پدرش گريست ، در حالى كه روزها در صيام بود و شبها در قيام ، و چون وقت افطارش مىرسيد و غلامش آب و نانش را مىآورد ناگاه مىگفت : ابو عبد اللّه گرسنه به قتل رسيد ! ابو عبد اللّه تشنه كشته شد ! و آن‌قدر مىگريست كه سرشك ديده‌اش با آب و نانش ممزوج و مخلوط مىشد » .
مواعظ ( فارسى ) — صفحة 136 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / بهراد جعفرى