گذاشتن ، يا تبديل صورت مىگرفت ، قهرا و بدون ترديد مناقشهء بزرگى برپا مىشد ؛ ولى از اين مقوله ، شواهد ناچيزى در دست است . عثمان بسيارى از مسلمانان متشرع را رنجانده بود و سرانجام هم درميان مردم بدون محبوبيت شد . مع الوصف درميان اتهاماتى كه به او مىزدند ، مثله كردن يا تغيير و تبديل دادن قرآن مشاهده نمىشود ، و اين مسئله هرگز مطرح نبوده است . شيعه همواره برآن بوده است كه قرآن تحريف يافته و بسيارى از آياتى كه راجع به حضرت على [ ع ] و اهل بيت پيامبر [ ص ] بوده حذف شده است . اين اتهام مستقيما متوجه عثمان نبود ، بلكه عمدتا متوجه به دو خليفهء اول بود كه نخستين مجموعهء جمع و تدوين قرآن ، على المشهور با نظر و نظارت آنان انجام گرفته است . اين مدعا چندان بر استنباطهاى جزمى استوار است كه جاذبهاى براى نقد و ناقدان جديد نداشته است . « 2 » لذا برپايهء دلايل و شواهد عام بايد پذيرفت كه بازنگارى و بازنگرى و جمع و تدوين عثمانى ، دقيق و درست انجام گرفته و قرآن كريم تا آنجا كه در طاقت بشرى مسئولان آن بوده ، نزديك به متنى بوده است كه بر حضرت محمد [ ص ] وحى شده و او براى مسلمانان قرائت [ و املا ] كرده است .
قرآنپژوهى جديد در واقع چونوچراى جدى در باب اعتبار قرآن نكرده است .
سبك بخشهاى مختلف قرآن مختلف است ، ولى تقريبا اشتباهناپذير است . يكدستى و يكنواختى آيات و عبارات قرآن چنان روشن است كه جايى براى ترديد در اصالت آن باقى نمىگذارد . البته اعتبار چند آيهء معدود مورد چونوچرا قرار گرفته است . سيلوستر دوساسى ، دانشمند بزرگ فرانسوى ، در اصالت آيهء 144 سورهء آل عمران [ و ما محمّد الا رسول . . . ] ترديد كرده است . « 1 » اين آيهء از احتمال فوت حضرت محمد [ ص ] سخن مىگويد ، و حديث معروفى هست داير براينكه وقتى عمر خبر درگذشت پيامبر [ ص ] را ، اندكى پس از وفات او ، انكار كرد ، و از قبول واقعيت درگذشت حضرت محمد [ ص ] امتناع ورزيد ، ابوبكر اين آيهء را قرائت [ و او را قانع ] كرد . گوستاوويل
Gustav Weil
اين
هامش
( 2 ) . اين برداشت كه شيعه قائل به تحريف قرآن است ، با آنكه به كلى واهى نيست ، ولى نظرگاه رسمى قديم و جديد شيعه نيست و ائمهء اطهار ( ع ) و بزرگان شيعه همواره مصحف عثمانى را كامل دانسته و تأييد كردهاند . نك :
مقالهء « تحريفناپذيرى قرآن » نوشتهء بهاء الدين خرمشاهى ، در دايرة المعارف تشيع و قرآنپژوهى . ( م )
( 1 ) .Journal des Savants , 1832 , 536 .