تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
استنساخ نادرست از خط معيوب [ بىمصوت و بىحركات ] نيز توجه مىشد . روايت‌هاى احاديث در مورد راه بردن به خط مصوت‌دار و حركت‌دار با همديگر همخوان نيست ؛ همچنين با يافته‌هاى ديرين‌شناسى خط . اين مسئله فى الواقع مسلم است كه خط مصوت‌دار و حركت‌دار ، يكباره به وجود نيامد ، بلكه به تدريج و به مدد يك سلسله تغييرات و تحولات تجربى . يكى از روايات مبتنى بر احاديث كه احتمال صحت صدورش بيشتر است ، آغاز كاربرد نقط و اعجام و علامات مصوت‌ها را به اقدام حجّاج ، احتمالا در دوران ولايتدارى عراق ( 694 - 714 م / 75 - 96 ق ) نسبت مىدهد . گفته مىشود كه كار عملى و واقعى را نصر بن عاصم ( م 707 م / 89 ق ) و يحيى بن يعمر ( م 746 م / 129 ق ) انجام داده‌اند . به سختى مىتوان اين احتمال را پذيرفت كه گاه مىگويند خط مصوت‌دار و حركت‌دار را يكباره ابو الأسود دئلى ( م 688 م / 69 ق ) ساخته و پرداخته است . نسخه‌هاى كهن موجود قرآن نمايانگر شيوه‌هاى مختلف براى رفع و رجوع كژىها و كاستىهاى خط است ؛ فىالمثل گذاردن نقطه‌هاى رنگى مختلف براى مصوت‌ها به‌جاى علايمى كه اكنون رايج است . مسائل عمده‌اى كه به آنها پرداخته‌اند عبارتند از : الف ) فرق گذاردن بين حروف صامتى كه شكل واحد دارند ؛ ب ) نشان‌گذارى مصوت‌هاى بلند ، كه سرانجام غالبا با افزودن حروف الف ، واو ، و ياء تحقق پيدا كرد ؛ پ ) نشان‌گذارى مصوت‌هاى كوتاه ؛ ت ) مسائل خاص ديگر نظير تكرار صامت‌ها و فقدان مصوت پس از يك صامت . روند اصلاح خط در حوالى اواخر قرن سوم هجرى تكميل شد . اكنون اين امر امكان پذير بود كه يكدستى و يكسانى بيشتر از حد قابل تصور در مورد خط اصلى مصحف اعمال گردد . در اين صورت شگفت‌آور نيست كه دريابيم در اوايل قرن چهارم هجرى اقداماتى براى جامهء عمل پوشاندن به يكدستى و يكسانى انجام گرفته است . اين اقدامات عمدتا با نام ابن مجاهد ( 859 - 935 م / 245 - 324 ق ) پيوند دارد . « 1 » البته او نخستين فردى نبود كه به مسئلهء كار بست يكدستى و يكسانى در متن مصحف پرداخت . مالك بن انس ( م
هامش
( 1 ) . نام كامل او : ابوبكر احمد بن موسى . قس - بلاشر ، ص 127 - 130 ؛ تاريخ قرآن نولدكه - شوالى ، ج 3 / 110 - 123 ؛ لويى ماسينيون ، مصائب . . . حلاج ، پاريس ، 1922 ، ج 1 / 241 - 243 .