اصلاحگرى در اين زمينه به حساب آورد ، زيرا در اين صورت مسئلهء حسب و نسب پدرى كودك همواره محفوظ و معلوم بود . طلاق آسان بود ، ولى اين حكم هم به آن ملحق شده بود كه زن بايد پس از طلاق و پيش از اقدام به ازدواج مجدد ، مدتى را در حال انتظار و خويشتندارى كه به آن عدّه مىگفتند بگذراند . و اين مسئله ، ايشان را قادر به اين امر مىساخت كه دريابند آيا زن مطلّقه از همسر پيشين خود باردار بوده است يا خير [ بقره ، 226 ، و موارد ديگر ] .
ج . ارث
احكام مربوط به ارث بىشك به خاطر پيچيدگى موقعيت اجتماعى ، پيچيده بود .
احتمالا درميان عربها ، يا لااقل درميان مكيان ، اين امر رايج بوده است كه پيش از مرگ توصيههايى در باب چگونگى تملّك ما ترك يا ميراث به عمل آورند [ قس - سورهء يس ، آيهء 50 ] . در سورهء بقره ، آيهء 180 ، تنظيم و اجراى وصيت براى مسلمانان واجب مىگردد .
وصيت بايد شاهد داشته باشد ، اما گفته نشده است كه بايد لزوما مكتوب باشد . چند آيه احكام موجزى در باب تقسيم دارايىها به دست مىدهد [ نساء ، 11 - 14 ، 176 ] . سهام والدين ، فرزندان ، برادران و خواهران تعيين شده است . هيچ امتياز ويژهاى به فرزند ارشد يا نخستزاده داده نشده است . حق زنان براى داشتن اموال ( كه نمونههايى از آن در روزگاران پيش از اسلام سابقه دارد ) به رسميت شناخته شده است و سهام مربوط به زنان نيز كه معمولا براى هر زن نصف مرد است ، تجويز شده است . سهمى براى بيوهء مرد متوفى در نظر گرفته نشده ، ولى تأمين معاش او به عنوان يك وظيفه [ ى شرعى ] توصيه شده است [ بقره ، 240 ] . هدف از اين مقررات شايد تأمين اين واقعيت بود كه دارايى متوفى كه پس از او كمابيش مربوط به جامعه بود ، به طريقى منصفانه در بين نزديكترين خويشاوندان تقسيم گردد و توسط فردى ذىنفوذ قبضه نشود .
چ . احكام و مقررات مربوط به خوراكىها
چندين آيه و عبارت در وحى مكى ناظر به مخالفت با محرمات يا تابوهاى خوراكى مشركان است ، و پرداختن به آنها و امتناع از پرداختن به طيباتى كه خداوند به عنوان نعمت ارزانى داشته ، ناسپاسى و كفران نعمت تلقى شده است . مقررات يهوديان در باب