حيوانات حلال و حرام و امثال اينگونه مسائل بايد پس از هجرت مورد توجه مسلمانها قرار گرفته باشد ، و بىشك آنها را دستوپاگير و مايهء دردسر يافته بودند . از آنجا كه اميد روى آوردن يهوديان به اسلام وجود داشت ، اين حكم تشريع شده بود كه طعام حلال براى اهل كتاب براى مسلمانان نيز حلال است [ مائده ، 5 ] . بعدها كه تعارض با يهوديان بالا گرفت ، قرآن تصريح و تأكيد كرد كه احكام مربوط به اغذيه ، مجازاتى از سوى خداوند در حق يهوديان به خاطر عصيان و طغيان آنها بوده ، و قابل اطلاق به مسلمان نيست [ نساء ، 160 ] . درواقع به مسلمانان احكام سادهاى ( بهويژه در مائده ، 3 ) داده شده كه يادآور احكامى است كه به عامهء مسيحيان در رسالهء اعمال ، باب 15 ، آيهء 29 در عهد جديد داده شده است ، ولى دربردارندهء تحريم گوشت خوك هم هست .
ح . شرب خمر
شاعران پيش از اسلام دربارهء بادهگسارىهاى بىحد و حساب خود لاف مىزدند .
باده بسيار تجملى بود ، زيرا از انگورهايى گرفته مىشد كه از دوردست به دست مىآمد و لذا گران قيمت بود . قطع نظر از اين واقعيت كه تجارت عمدتا در دست يهوديان و مسيحيان بود ، حضرت محمد [ ص ] چندبار با اين تجربهء ناخوشايند مواجه شده بود كه بعضى از پيروانش در حالت مستى بر سر نماز جماعت حضور يافته بودند [ قس - سورهء نساء ، آيهء 43 ] . با آنكه از باده به عنوان يكى از نعمتهاى بهشت ياد شده ، آثار و تبعات سوء آن هم مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته است . [ قس - سورهء بقره ، آيهء 219 ] و سرانجام به نحو قطعى و قاطع تحريم شده است [ سورهء مائده ، آيهء 90 ] .
خ . ربا
در كانون تجاريى چون مكه ، قابل انتظار است كه رباخوارى ، عملى متعارف بوده باشد . تخطئهء ربا در قرآن كريم متعلق به دورهء وحى مدنى است و چنين مىنمايد كه روى خطاب آن بيشتر با يهوديان است تا اهل مكه . در آيهء 161 سورهء نساء يهوديان متهم به اين شدهاند كه رباخوارى مىكردهاند ، حال آنكه اين عمل براى آنان ممنوع بوده است .
طبيعىترين تبيين اين امر آن است كه چنين بينگاريم كه يهوديان در سال اول و اوايل هجرت از پرداخت كمك مالى در ازاى دعوت و درخواست حضرت محمد [ ص ]