تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
تصويرها و توصيف‌هاى شگرفى آمده است . قراين و همانندىهاى بسيارى از اين‌گونه جزئيات را مىتوان در منابع و متون مسيحى پيدا كرد ، نظير اين معنى كه خازنان جهنم و عملهء عذاب ، فرشته‌اند ( موجودات نيكى كه خداوند آنان را مأمور به اين امور ساخته است ) ، و نيز اين معنى كه اصحاب جهنم از اصحاب بهشت ، درخواست آب مىكنند [ سورهء اعراف ، 50 ] . از سوى ديگر ويژگىهاى آشكاراى عربى در كار است ، نظير دادن آب‌جوش براى آشاميدن [ دوزخيان ] ، و نيز خوراك دادن از درخت زقّوم ؛ گفته‌اند كه زقّوم درختى است كه در حجاز مىروييده و ميوهء بسيار تلخى داشته است . در مقابل اين توصيفات ، قرارگاه نيكان جنّت / بهشت است كه غالبا با تعبير
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
( باغ‌هايى كه جويباران از فرو دست آن جارى است ) توصيف شده است . همچنين به آن جنّت عدن ، يا جنّت النعيم ( باغ سرشار از ناز و نعمت ) ، يا صرفا نعيم هم اطلاق گرديده است . در بعضى بخش‌هاى وحيانى متأخر فردوس نيز به ميان مىآيد كه صيغهء مفردى است كه از جمع مفروض فراديس گرفته شده كه خود نمايانگر كلمهء
Paradeisos
يونانى است ، يا شايد مستقيما از فارسى به عربى راه يافته باشد كه در اين صورت منشأ اصلى و اوليهء آن كلمهء يونانى هم همين كلمهء [ پرديس ] فارسى است . در بهشت نيكان و پاكان از انواع و اقسام نعمت‌ها و تجملات برخوردارند . آنان به اورنگ‌ها تكيه زده‌اند ، ميوه مىخورند ، و از شراب طهور مىآشامند كه پسران جاودانهء جوان براى آنان مىآورند . نكتهء اخير كه قرينه‌هاى مسيحى هم دارد ، با نظر به منع بعدى قرآن از شرب خمر قابل توجه است . [ در بهشت ] همچنين [ جوى ] شير و عسل و چشمه‌هاى هميشه جارى وجود دارد . پاداش پارسايان علاوه‌براين لذايذ مادى ، جنبه‌هاى معنوىترى هم دارد . اينان از مغفرت ، صلح‌وصفا و رضوان الهى نيز برخوردارند . برتر از همه نيل به رؤيت خداوند است . « 1 » در فكر و فرهنگ غربى ، همچنين در افكار و عرف عامهء مسلمانان پيرايه‌هاى بسيارى به حوريان بسته‌اند . حوريان « درشت‌چشم » فقط چهاربار به نام ، در قرآن ذكر شده‌اند
هامش
( 1 ) . براى بهشت / جنّت مقايسه كنيد با مقاله‌هاى « جنة » ( بخش اول ) ( نوشتهء لويى گارده ) در دايرة المعارف اسلام [ به انگليسى ] ، ويرايش دوم [ كذا فى الاصل ] . مقالهء اصلى مربوط به دوزخ ذيل كلمهء « نار » آمده است ، ولى مقالهء كوتاهى تحت عنوان « جهنم » نيز در همان اثر درج گرديده است .