هم به بلايا و مصايب گذراى دنيوى اشاره داشته باشد ، هم داورى اخروى در روز قيامت ؛ اما تأكيد به آن ، مورد به مورد ، و زمان به زمان فرق مىكند . داورى اخروى ، در آياتى از نخستين مرحلهء وحى ازجمله در آيهء هشتم سورهء علق آمده است : « همانا بازگشت به سوى پروردگار توست » ؛ يا آيات دوم و پنجم سورهء مدّثّر : « برخيز و هشدار ده . . . و از آلايش [ شرك ] بپرهيز » . ولى تصويرهاى روشنى از اهوال قيامت ، ابتدا در آيات و عبارات مكى متأخر ، بهويژه آنهايى كه ريچارد بل « دورهء نخستين وحى قرآن » ناميده است ، آمده است . به اوج تاريخ ، هنگامى كه جهان حاضر به پايان آيد ، به انحاى گوناگون اشاره شده است . آن زمان ، يوم الدين ( روز داورى و جزا ) ، يوم الآخر ( واپسين روز ) ، يوم القيامة ، يا صرفا الساعة ( ساعت / هنگام ) است . اما اوصاف و القابى كه كمتر به كار مىرود عبارتند از يوم الفصل ، يوم الجمع ، يوم التلاق ( به ترتيب يعنى روز جدا شدن ، كه نيكان از بدان ممتاز مىگردند ؛ روز گرد آمدن يا حشر بندگان در حضور خداوند ؛ و روز ملاقات انسانها با خداوند ) . ساعة ناگهانى فرامىرسد [ انعام ، 31 ؛ اعراف ، 187 ؛ يوسف ، 107 ؛ حج ، 55 ؛ زخرف ، 66 ؛ سورهء محمد ، 18 ] . صيحه [ - بانگ مرگبارى ] فرارسيدن آن را اعلام مىدارد [ سورهء يس ، 53 ] ، يا صاخّه [ - بانگ گوشفرسا : عبس ، 33 ] ، يا صور اسرافيل يعنى بانگ شيپورى كه فرشتهاى به نام اسرافيل برمىآورد [ حاقّه ، 13 ؛ مدّثّر ، 8 ؛ نبأ ، 18 ؛ و در آيهء 68 سورهء زمر ، به دو نفخهء صور اشاره شده است ] . سپس شور محشر در سراسر كائنات برپا مىشود . كوهها به صورت گردوغبار درمىآيند ؛ درياها مىجوشند ؛ خورشيد تيره و تاريك مىگردد ؛ ستارگان فرو مىريزند ؛ و آسمان درهم مىپيچد . خداوند در مقام داور حاضر مىگردد ، ولى حضور او به اشاره برگزار مىشود و توصيف نمىگردد . او درميان فرشتگان است كه صف زدهاند [ نبأ ، 38 ؛ فجر ، 22 ] ، يا عرش او را درميان گرفتهاند و به ستايش او تسبيح مىگويند [ زمر ، 75 ] . بسيارى از جزئياتى كه [ دراينباره در قرآن ] ياد شده است ، قرينههايى در متون و منابع يهودى و مسيحى دارد ، اگرچه در قرآن رنگ و بوى ويژهء عربى خاص خود را دارد ، مانند وصف فروگذاردن و غافل شدن از شتران آبستن دهماهه در سورهء تكوير ، آيهء 4 . اما هرگز در هيچ موردى قرينهء كاملى براى تصوير و توصيف قرآنى ، وجود ندارد .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: ريچارد بل
ص٢٣٥