البته توجه اصلى و اساسى معطوف به گردآوردن يا محشور شدن همهء انسانها در برابر خداوند احكم الحاكمين است . گورها شكافته مىگردد ، و انسانها در هر سن و سالى ، از نو زنده مىشوند ، و به جمع عظيم مىپيوندند . درهرحال ، قرآن جاودانگى طبيعى نفوس يا ارواح انسانى را تصريح نمىكند ، چراكه وجود انسان وابسته به ارادهء الهى است ؛ او هرگاه اراده كند انسان را مىميراند ، و هرگاه اراده كند او را از نو به زندگى باز مىگرداند . در برابر نفى و تخطئهء ريشخندآميز مشركان مكه در مورد اينكه نسلهاى پيشين ، ديرگاهى پيش درگذشتهاند و اكنون به صورت گردوغبار و استخوانهاى پوسيده درآمدهاند ، پاسخ اين است كه معالوصف خداوند قادر است كه آنان را به زندگى برگرداند ، اگرچه آنان هيچگونه علم و آگاهى به زمان [ دراز ] ى كه درميان افتاده است ، ندارند . گفتههاى قرآن در آيات 154 سورهء بقره و 169 سورهء آل عمران ، حاكى از اينكه كسانى كه در راه آرمان الهى شهيد شدهاند ، حى و حاضرند و نزد خداوندند ، مشكلاتى به بار مىآورد . ولى سادهترين چاره و پاسخ اين است كه بينگاريم خداوند اراده كرده است كه آنان را پيش از قيام قيامت عام ، به زندگى بازگرداند و به بهشت درآورد .
داورى و حسابرسى هم توصيف شده است ، و به جزئيات متفاوتى [ در مقايسه با عهدين ] برجستگى خاص داده شده است . نامهء اعمال مربوط به ثبت و ضبط كار و كردار آدمى گشوده مىشود . نامهء هركس به دست او داده مىشود ، و از او خواسته مىشود كه آن را بخواند ، كه چهبسا يادآور عملكرد كسب و كار تاجران مكّى است . [ در قرآن كريم ] گفته شده است كه كارنامهء انسان نيكوكار به دست راستش داده مىشود و نامهء اعمال انسان بدعمل به پشتسرش انداخته مىشود ، يا به دست چپش داده مىشود [ انشقاق ، 7 - 12 ؛ حاقّه ، 19 - 32 ] . در آيات و عبارات وحيانى اوليه ، معيارى كه مبناى داورى دربارهء انسانهاست على الظاهر « وزن » اعمال نيك و بد آنهاست كه با « ترازو » سنجيده مىشود [ قارعه ، 6 - 9 ؛ اعراف ، 8 به بعد ] . داورى در حق فردفرد انسانها اعمال مىشود و قاضى تحت تأثير ثروت يا خويشاوندان مقتدر و متنفّذ كسى قرار نمىگيرد [ انفطار ، 19 ؛ و مقايسه كنيد با لقمان ، 33 ؛ فاطر ، 18 ؛ دخان ، 41 ؛ نجم ، 38 ؛ زلزله ، 6 ] . در پيامهاى وحيانى پيشين ، به نظر مىرسيد كه كل جوامع و اقوام يكسره به خاطر مقاومت در برابر حق ، و رد
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: ريچارد بل
ص٢٣٦