عفريت است كه بالاستقلال ياد مىشود [ نمل ، 39 ] .
از فرشتگان فراوان ياد مىشود ، اگرچه نه در آيات و عبارات اوليهء وحى . كلمهء عربى ملك ، و على الخصوص جمع آن ملائكه متخذ از اصل حبشى انگاشته مىشود ، ولى احتمالا پيش از روزگار حضرت محمد [ ص ] براى عربها آشنا بوده است . در ذهن مردم عادى كمابيش فرشتگان و جن يكسان و همسان شمرده مىشد ، و اين نكته تا حدودى رهگشاست كه قرآن كريم در يك مورد اشاره دارد كه ابليس از جن بوده است [ كهف ، 50 ] ؛ حال آنكه در جاى ديگر گفته مىشود كه او فرشتهاى مطرود بود [ بقره ، 34 ؛ اعراف ، 11 و موارد ديگر ] . قرآن چنين سخن مىگويد كه گويى مشركان قائل به وجود فرشتگان بودهاند . همين است كه از قول آنان گفته مىشود كه درخواست و انتظار داشتهاند كه فرشتهاى به عنوان پيامبر براى آنان بيايد [ فصّلت ، 14 ؛ قس با زخرف ، 53 ] . يا آنكه فرشتگان را به عنوان معبود ، يا آلهه تلقى مىكردهاند [ زخرف ، 19 و به بعد ؛ قس با صافات ، 149 - 153 ؛ نجم ، 28 ] . ولى اين نيز محتمل است كه فقط قرآن ( و نه مشركان ) اشاره به اين امر داشته باشد كه موجوداتى كه معبود مشركان بودهاند ، فرشته بودهاند .
فرشتگان مخلوق و بندهء خداوندند [ انبياء ، 26 ] . اينان رسولان خداوندند [ حجر ، 8 ؛ فاطر ، 1 ] ، و بهويژه حامل وحىاند ، و اين نقشى است كه گاه گفته مىشود كه دستجمعى انجام مىدهند [ نحل ، 2 ؛ قدر ، 4 ] ، و گاه فقط جبرئيل عهدهدار آن است [ بقره ، 97 ؛ قس با تكوير ، 19 - 25 ] . فرشتگان مراقب انسانها و ثبتكنندهء اعمال و رفتار او هستند [ رعد ، 11 ؛ انفطار ، 10 - 12 ] . و قبض روح انسانها به هنگام مرگ هم وظيفهء آنهاست [ نحل ، 28 ؛ سجده ، 4 ] . مىتوان استنباط كرد كه اينان به عنوان ثبتكنندگان اعمال آدمى در روز قيامت حضور پيدا مىكنند [ بقره ، 210 ؛ زمر ، 75 ؛ حاقّه ، 17 ] . همچنين فرشتگان عرش الهى را احاطه كردهاند و خداوند را تسبيح مىگويند [ غافر ، 7 ؛ شورى ، 5 ] . غير از جبرئيل ، از تنها فرشتهاى كه نام برده شده است ، ميكائيل است ، در آيهء 98 سورهء بقره . همچنين يك موجود مرموز كه « روح » يا « روح الامين » [ فقط در سورهء شعراء ، آيهء 193 ] ناميده مىشود ، درشمار فرشتگان ياد مىشود . وقتى كه درشمار فرشتگان و جنب آنها از او ياد مىشود ، به خوبى آشكار است كه يكى از آنها شمرده مىشود . ( ازجمله در نحل ، 2 ؛ غافر ، 15 ؛
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: ريچارد بل
ص٢٢٩