مسئوليت انسان مىگذارند ، و اغلب مسلمانان چنين تأكيدى را براى قدرت مطلقهء خداوند قائلند .
نظر به اينكه در آيات قرآنى آمده است كه خداوند داراى اسماء الحسنى [ - نامهاى نيكو ] است ، اسماء اللّه نقش عمدهاى در تفكر اسلامى ايفا مىكند [ - اعراف ، 180 ؛ اسراء ، 110 ؛ طه ، 8 ؛ حشر ، 24 ] . بعدها فهرستى از نود و نه اسم الهى به ويژه براى ذكر گفتن با سبحه يا تسبيح تدوين شده است . اين اسمها در قرآن آمده است ، اگرچه بعضى از آنها درست به همان صيغه و ساختار كه در اين فهرست آمده است ، نيست ؛ همچنين اسمهايى در قرآن هست كه معمولا در اين فهرست نيست ؛ و از اين فهرست روايتهاى گوناگونى در دست است . « 1 » يك ويژگى متعارف و شايع كه جزو سبك قرآن است ، اين است كه بسيارى از آيهها با دو اسم الهى پايان مىيابد ؛ مانند
إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
[ بقره ، 32 ] .
اين نود و نه اسم ، وصفى يعنى صفتاند . و خداوند يك اسم ذات دارد كه همان « اللّه » است ، كه در آغاز يا انجام فهرست نود و نه اسمى مىآيد . محتمل است كه اللّه ، مشتق از الإله عربى يعنى خدا [ به معناى ايزد يا الوهيت ] باشد ؛ هرچند بعضى از محققان جديد اين احتمال را ترجيح مىدهند كه آن را متّخذ از الاهاى آرامى يا سريانى بدانند . كتيبهها و اشعار ما قبل اسلامى حاكى از اين است كه اين كلمه در عربستان پيش از ظهور اسلام ، به كار مىرفته است . در آن عهد ، اللّه را معادل خداى قبيلهاى يا خداى خدايان كه ايمان آوردن به آن رايج شده بود ، يا همان خداوند به معناى توحيدى آن به كار مىبردهاند . « 2 »
قرآن اين امر را مسلم مىگيرد كه بسيارى از مردم به وجود خدا [ - اللّه ] ايمان دارند ، و با اين آموزه ، معناى اين كلمه را به تعبير و تفسير توحيدىاش محدود مىسازد .
يكى ديگر از اسماء خداوند ، يعنى رحمان گهگاه در قرآن موقعيت اسم ذات يا اسم
هامش
( 1 ) . شرح كشّافى در اينباره در مقالهء « الاسماء الحسنى » ( به قلم لويى گارده ) در دايرة المعارف اسلام [ به انگليسى ] ، ويرايش دوم آمده است . همچنين فهرستهايى در كتاب فرهنگ اسلامA Dictionary of Islam، اثر ت . پ . هيوزT . P . Hughes، لندن ، 1885 ، 1935 ، مقالهء« God »( خدا ) ؛ و نيز در كتاب اسلام و الهيات مسيحىIslam and Christian Theology، اثر ج . ويندرو سويتمن ، (J . Windrow Sweetman) لندن ، 1945 ، بخش اول ، فصل اول ، ص 215 به بعد وجود دارد .
( 2 ) . مقايسه كنيد باReste 2، صفحات 217 - 219 ، اثر ولهاوزنWellhausen.