بيابانها ، خرابهها و ساير اماكن وهمناك بودهاند ، ممكن بوده صورت حيوان ، مار يا خزندگان ديگر را به خود بگيرند . اينها مبهما مايهء وحشت بودهاند ، اما همواره شرير نبودهاند . اين موجودات اگرچه از آتش آفريده شدهاند ، و نه مانند انسان از گل [ سورهء الرحمن ، 14 به بعد ؛ حجر ، 26 به بعد ] ، ولى هدف از آفرينش آنها نيز مانند انسان ، پرستش خداوند است [ ذاريات ، 56 ] . از سوى خداوند ، رسولانى هم به سوى آنها فرستاده شده است [ انعام ، 130 ] ، و اينان مىتوانستهاند مؤمن يا كافر باشند [ سورهء جن ، 11 ، 14 و غيره ] .
در قرآن تصريح شده است كه يكبار جماعتى از آنان به قرآن خواندن حضرت محمد [ ص ] گوش دادهاند و بعضى از آنها مسلمان شدهاند [ سورهء جن ، آيات 1 - 19 ؛ و مقايسه كنيد با سورهء احقاف ، آيات 29 - 32 ] . كافران آنان چهبسا به جهنم مىروند [ انعام ، 128 ؛ هود ، 119 ؛ سجده ، 13 ؛ فصّلت ، 25 ] ، ولى صريحا گفته نشده است كه مؤمنان آنان به بهشت مىروند .
به ديوانه ، مجنون مىگفتند ، يعنى جنزده ؛ ولى جن گاهى با دانش خاص به انسانها مدد مىرساند [ صافات ، 36 ] . كلمهء شاعر على الظاهر دلالت بر اين دارد كه او ملهم از چنين موجودى بوده است ، زيرا شاعر لغتا يعنى كسى كه آگاه است ، يا كسى كه درك و دريافت دارد . كاهن نيز چهبسا الهامدهندهء خاص خود را مىداشت ، يعنى روح يا جنّى كه به او در مورد انواع و اقسام سؤالات ، الهام مىداد . غيبگويىهايى كه كاهن به مشترىهايش عرضه مىداشت ، غالبا دوپهلو و براى تأثيرگذارى بيشتر آراسته به سوگند و غالبا همراه با سجع ( قافيه يا همنوايى پايانى كلمات در نثر ) بود ، كه بدين جهات به عبارات و آيات اوليهء قرآن شبيه بود . غيبگويىها چهبسا آيندهگويى يعنى پيشگويى آينده و راهحلى براى اسرار گذشته يا حكمى براى حل و فصل دعاوى عرضه مىداشت . « 1 »
ظاهرا حضرت محمد [ ص ] شبيه مردان اين طبقه نبود ، لذا قرآن اين امر را قابل توصيه مىداند كه كاهن بودن او را يا الهام گرفتنش را از جن انكار كند [ سورهء طور ، آيهء 29 ؛ قس با سورهء حاقّه ، 42 ] . انواع و اقسام جن نزد عربها شناخته شده بود ، ولى در قرآن ، فقط
هامش
( 1 ) . مقايسه كنيد با كتاب نبوت [ / پيشگويى ] و غيبگويىProphecy and Divination، اثر گيومGuillaume، بهويژه ص 243 - 249 .