است . نقطهء مقابل كافر ، « مؤمن » است كه به آيات [ قدرت و رحمت ] اذعان و ايمان دارد .
در عرف قرآن ، كلمهء رايج براى پيرو و معتقد به ديانت قرآنى ، « مؤمن » است . كلمهء « مسلم » ، به معناى كسى كه در برابر خداوند تسليم است ، كمتر رايج است و فقط در آيات و عبارات بخش متأخر وحى ديده مىشود .
قدرت مطلقهء خداوند ، گاه به نحوى مطرح و مؤكد مىشود كه از نظر اروپاييان ، افراطى مىنمايد . ارادهء انسان يكسره دستنشاندهء ارادهء الهى است ، لذا انسان نمىتواند چيزى انجام دهد ، يا بخواهد ، مگر آنكه خدا خواسته باشد . در مورد پذيرفتن ذكر / پند آموز [ قرآن ] يا ايمان ، خطاب به انسانها گفته مىشود :
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 1 » ( و [ چنين چيزى ] نخواهيد ، مگر آنكه خدا خواهد ) [ سورهء انسان ، آيهء 30 ] . در ساير موارد هم ارادهء خداوند بر ارادههاى انسانى احاطه دارد . گاه ارادهء او حكم پيشين يا تقدير او در مورد امرى است ؛ چنانكه در مورد لوط [ ع ] مىگويد : « آنگاه او و خانوادهاش را نجات داديم ، مگر زنش را كه جزو واپسماندگان تعيينش كرده بوديم . » [ سورهء نمل ، 57 ] . از سوى ديگر ممكن است خداوند فاعل حقيقى رويدادهايى باشد كه به عنوان فعل فاعل انسانى به نظر مىرسد . مثلا تأكيد مىشود كه خداوند عامل پيروزى در غزوهء بدر است :
« پس شما آنان را نكشتهايد بلكه خداوند آنان را كشته است ؛ و چون تير انداختى ، به حقيقت تو نبودى كه تير مىانداختى ، بلكه خداوند بود كه مىانداخت . » [ انفال ، 17 ] . نتيجهء قهرى چنين اعتقادى به احاطه و غلبهء ارادهء الهى اين است كه هيچ آسيبى متوجه انسان نمىشود ، مگر آنكه خدا خواسته باشد . هنگامى كه در سالهاى آخر عمر حضرت محمد [ ص ] مسلمانان به او شكايت كردند كه چرا بايد متحمل مصايب شوند ، به او گفته شد كه به ايشان بگويد : « هرگز چيزى جز آنچه خداوند براى ما مقرر داشته است ، به ما نمىرسد . . . » [ توبه ، 51 ؛ و مقايسه كنيد با حديد ، 22 ] .
احاطهء خداوند بر همهء وقايع از طريق مفاهيم تبعى گوناگون نظير هدايت ، لطف يا يارى و ياورى او از يكسو ، و اضلال [ - گمراه كردن / بيراه گذاردن ] و وانهادن او انسان را [ - خذلان ] از سوى ديگر و مهر نهادن بر دلها جلوهگر است . مناسب است كه چند مثال
هامش
( 1 ) . سورهء نازعات ، آيهء 29 به بعد ؛ مقايسه كنيد با سورهء تكوير ، آيات 27 - 29 ؛ مدّثّر ، 56 ؛ يونس ، آيهء 99 به بعد .