بل علاوه بر اين ، بر آن بود كه مفهوم يا تعريف قرآن در زمان غزوهء بدر مدون و كامل شده بود . يك مؤيّد اين معنى آن است كه واژهء قرآن به ندرت در پيامهاى وحيانى متأخر از اين دوره آمده است . وقتى كه اين واژه در بخشى از قرآنكه پس از اين دوره نازل شده است ، رخ مىنمايد ( فىالمثل در سورهء توبه ، آيهء 111 ، يا در سورهء مزّمّل آيهء 20 ) معنايش را بايد « مجموعهاى از خواندنىهايى كه تكميل شده است » گرفت ، نه « مجموعهاى از پيامهاى وحيانى كه هنوز در جريان دريافت است » . اين نكته دربارهء بندگردان يا ترجيع وارهء سورهء قمر ، آيات 17 ، 22 ، 32 ، و 40 هم صادق است ، البته به شرطى كه اين آيات متأخر باشند . اين مجموعهء خواندنىها چيزى نيست كه با پيامبر [ ص ] درميان گذاشته شده باشد ، بلكه چيزى است كه بايد مسلمانان در نيايشها و نمازهاى خود به كار برند .
هرچند اين معنى قابل تصور است كه اين بخشهاى ياد شده ، به قرآنى كه هنوز در جريان نزول و ارسال است ، اشاره داشته باشد ؛ ولى تفسير آيهء 185 سورهء بقره بر وفق آن ، دشوار است . اين آيه دربردارندهء حكم روزه در ماه رمضان است ، كه قرآن به عنوان رهنماى مردم و بينات و فرقان فرود آمده است . مفسران مسلمان اين آيه را داراى اشاره به آغاز وحى به حضرت محمد [ ص ] يا نزول قرآن آسمانى به آسمان دنيا ، يعنى از محضر ربوبى و لوح محفوظ به نزديكترين آسمان دنيا كه سپس انزال و انتقال آن به حضرت [ ص ] آسانتر و دسترسپذيرتر باشد ، دانستهاند .
همچنين بخشهاى ديگرى هم هست كه هرچند در آنها لفظ قرآن ياد نشده ، ولى حاكى از اين است كه چيزى قرار است انزال يا وحى شود .
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ »
ما آن را در شبى فرخنده فروفرستادهايم ( دخان ، 3 ) يا « در شب قدر » ( قدر ، 1 ) يا : « و آنچه بربندهء خود در يوم الفرقان [ غزوهء بدر ، روز جدايى حق از باطل ] روز برخورد دوگروه [ حق و باطل ] نازل كردهايم » ( انفال ، 41 ) . عبارت اخير اشاره به جنگ بدر دارد ، و فرقان هرچه هست راجع به پيروزى است . اين جنگ در رمضان رخ داد و روزهاى كه به آن اشاره شد ، چهبسا نوعى شكرگزارى تلقى شود . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين همچنين نتيجهگيرى ك . واگتندونكK . Wogtendonkدر كتاب روزه در قرآن, Fasting in the Koranص 143 است .