تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
نكتهء اصلى آنها طرد و تخطئهء بىايمانان نبوده ، بلكه به دست دادن سرمشق نيك و پاداش شخص نيكوكار است . حتى در آن‌جا كه به شخصيت‌هايى از داستان‌هاى داراى مكافات الهى اشاره مىشود ، تأكيد آن متفاوت است . در آيات 75 تا 82 سورهء صافات ، دگرگون‌سازى قصهء نوح از يك نوع به نوع ديگر مشهود است . اين داستان‌هاى شخصيت‌دار ، گاه ، گروه‌گروه باهم مىآيد و در آغاز آنها عبارات مقدمه‌وار مىآيد يا ترجيع‌بند / برگردان‌هاى پايان‌بخش ( ازجمله آيهء 38 سورهء انبياء ) . روند گروه‌بندى قابل اطلاق به قطعات تعليمى آموزنده ، عبارات داراى نشانه / آيت الهى و حتى داستان‌هاى داراى مكافات الهى است . بل سورهء عبس را نمونهء خوبى از اين شمرده است ، چراكه در اصل متشكل از پنج قطعهء جداگانه بوده است كه چون به خوبى كنار هم گذاشته شده است ، يكپارچه مىنمايد . ترجيع‌بند يا برگردان در سورهء الرحمن ، و بخش اخير سورهء مرسلات براى وحدت بخشيدن به ساير آيات و عبارات است . شايد طبق نتيجه‌گيرى از اين روند گروه‌بندى بوده است كه اندكى پيش يا بعد از هجرت ، كلمهء سوره كاربرد پيدا مىكند [ مقايسه كنيد با آيهء اول سورهء نور ] . اگر چنان‌كه در فصول پيشين همين كتاب گفته شد ، كلمهء سوره از اصل سريانى گرفته شده باشد و معناى آن « كتابت » يا « متن » باشد ، اين نكته دلالت بر اين امر دارد كه آيات و عبارات گروه‌بندى شده ، كتابت شده بوده است . فواتح سور اسرارآميز دلالت بر چيزى مكتوب دارد ، و جاى شگفتى است كه در چند مورد كلماتى كه پس از اين حروف مقطعه مىآيد ، عبارت معنىدار است ، نظير : ق ، سوگند به قرآن مجيد [ سورهء « ق » قس - سورهء شعراء ، سورهء « ص » ] . در سوره‌هاى حجر ، طه ، و فصّلت به دنبال اين حروف ارجاعات و اشاراتى به قرآن ديده مىشود . و اين واقعيت مهمى است كه بل به آن توجه كرده ، ولى تأكيد كافى نكرده است ، كه تقريبا در همهء سوره‌هاى داراى حروف مقطعه ، آيهء اول يا دو آيهء اول سوره اشاره‌اى به قرآن ، يا « كتاب » يا چيزى مشابه آن دارند . اين نكته حاكى از اين است كه اين حروف به نوعى با روند گروه‌بندى عبارات و بخش‌هاى كوتاه ربط دارند ، چنان‌كه بل ضابطه‌اى از آن به دست داده است .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 208 | ريچارد بل / بهاء الدين خرمشاهى