حجر ) ، « كريم » است ( آيهء 77 سورهء حديد ) ، « مبين » است ( آيهء اول سورهء حجر ؛ 69 سورهء يس ) . از چنين صفاتى برمىآيد كه قرآن موصوف موقعيت خاص و اهميت بسيار داشته است . دلالتهاى بعضى از اين عبارات را بررسى مىكنيم . عبارت مكرر
« هذَا الْقُرْآنُ »
بايد غالبا ناظر به يك عبارت نباشد ، بلكه به مجموعهاى از عبارات و بخشها ناظر است ، و به نحو ضمنى دلالت بر وجود ساير قرآنها هم دارد . بههمين ترتيب عبارت « قرآن عربى » (
قُرْآناً عَرَبِيًّا
) ، به نحو ضمنى حاكى از آن است كه ممكن است قرآنهايى به زبانهاى ديگر وجود داشته باشد . ( ازجمله - آيهء 27 سورهء زمر ) . چون تأمل شود كه فعل قرأ ، ريشهء اصيل عربى ندارد ، و اسم قرآن به احتمال قريب به يقين از قرياناى سريانى به عربى آمده است و معناى آن قرائت كتاب مقدس يا درس در معبد / كليساست ، راه براى حل اين معضل باز مىشود . هدف از قرآن عربى اين بود كه به عربها مجموعهاى از مواعظ و حكمت و احكام شبيه به آنچه مسيحيان و يهوديان دارند داده شود . اين نكته نيز نه فقط از سنت ( حديث ) و عملكرد مداوم ، بلكه از خود قرآن برمىآيد كه قرآن به عنوان نيايشنامه نيز مورد استفاده بوده است ( آيهء 78 سورهء اسراء ؛ 20 سورهء مزمل ) . اين نكته نيز برمىآيد كه اين قرآن عربى نه فقط شبيه وحىنامههاى پيشين ، بلكه با آنها همسان و يكسان و همخوان است [ / تصديقكنندهء آنهاست ] ( آيهء 37 سورهء يونس ) . تعاليم آن در آنها يافت مىشود ( آيهء 196 سورهء شعراء ؛ 36 سورهء نجم ؛ 18 سورهء اعلى ) ، و اين توافق و وفاق دليل اين است كه حضرت محمد [ ص ] پيامبر راستين است ( آيهء 133 سورهء طه ) .
ريچارد بل بر مبناى مطالعات قرآنپژوهى و بررسى عباراتى كه اين كلمه در آن آمده اين فرضيه را پيش نهاده است كه [ در تاريخ نزول و كتابت قرآن ] قائل به دو مرحله شود .
نخست مرحلهء قرآن / قرائت كه دورهاى آغازين است و به اوايل نزول وحى مربوط است كه از آن دوره چند عبارت آيتدار [ - داراى آيت / نشانهء الهى ] و چند دعا و دعوت به پرستش خداوند باقىمانده است ، و دورهء دوم دورهء كتاب است . دورهء قرآن / قرائت شامل بخش اخير اقامت حضرت محمد [ ص ] و نيز كمابيش يك سال از دوران هجرت او در مدينه مىگردد . و مشخصهء آن اين واقعيت است كه پيامهاى وحيانيى كه در اين دوره دريافت شده و به كتابت درآمده طليعهء تدوين يك قرآن عربى است كه دربردارندهء جان