تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بپردازيم . اين كلمه دوبار در قرآن كريم به كار رفته است . در آيهء 87 سورهء حجر خداوند به حضرت محمد [ ص ] مىگويد كه « به راستى كه به تو سبع المثانى و [ همگى ] قرآن عظيم را بخشيديم » ؛ همچنين در آيهء 23 سورهء زمر گفته شده است كه « خداوند بهترين سخن را در هيئت كتابى همگون و مكرر فروفرستاد كه پوست‌هاى كسانى كه از پروردگارشان خشيت دارند از آن به لرزه درآيد ، سپس [ آرامش يابند و ] پوست‌هاشان و دل‌هاشان با ياد خدا نرم شود » . دربارهء تفسير اين عبارات ، بحث و گفت‌وگوهاى بسيارى درگرفته است . اغلب مفسران مسلمان كلمهء مثانى را به عنوان جمع مثنى مىگيرند كه چندين‌بار در قرآن به كار رفته است و معناى آن كمابيش دوگانه / دوبرابر / دوتادوتاست . در دو مورد از موارد جمع ، آنان اين كلمه را به معناى مضاعف يا دوچندان شده يا چيزهاى مكرر گرفته‌اند . اما تفسير مقبول همه اين است كه سبع المثانى عبارت از هفت آيهء سورهء فاتحه است كه همواره به صورت مكرر در نيايش رسمى و ساير مواقع به كار مىرود . همچنين برطبق تفسير ديگر ممكن است مراد از آن هفت سورهء بلند / طوال ، يعنى سوره‌هاى بقره تا اعراف باشد . همچنين از سوره‌هاى ديگر نام برده شده است كه شناسايى آنها مورد چون‌وچراست . اين دو تفسير - يعنى سورهء فاتحه و هفت سورهء بلند - ممكن است با قول به اين‌كه مفرد آنها ( مثنى يا مثنى ) از باب چهارم يعنى مزيد فيه ريشهء ثنا باشد ، توجيه گردد . لذا مثانى براى نيايش خداوند تلاوت / قرائت مىشود ، يا دربردارندهء ثناى اوست . اين تفسيرهاى مفسران مسلمان اگرچه معنايى به عدد هفت مىدهد ، مابقى وصف مثانى را توضيح نمىدهد . بعضى محققان اروپايى به اين نظر گرايش دارند كه اين كلمهء عربى از كلمهء مشناى عبرى اخذ شده است ، « 1 » يا با احتمال بيشتر از كلمهء سريانى يا عبرى - آرامى مثنيثا . « 2 » شريعت شفاهى يهود كلّا مشنا نام دارد ، و اين كلمه ممكن است قابل اطلاق به هر جزء خاصى از آن هم باشد . ولى اين توضيح نمىدهد كه چرا پوست‌هاى كسانى كه از خداوند
هامش
( 1 ) .. 85 , ) 2091 , gizpieL (Abraham Geiger , Was hat Mohammed Aus dem Judentum aufgenommen ? Bonn , 1833( 2 ) . تاريخ قرآن ، نولدكه - شوالى ، ويرايش دوم ، ج 1 ، ص 115 ؛ همچنين مقايسهNeue Beitrage، اثر نولدكه ، ص 26 .