يهودى نيز آمده است .
ذ ) قصّهء لوط . داستان لوط [ ع ] در چندين فقرهء قرآنى مىآيد ، بىآنكه به پيوند او با ابراهيم [ ع ] اشاره شود . ممكن است كه روايت محليى به اين شكل وجود داشته زيرا در چندين عبارت قرآنى گفته شده است كه محل وقوع اين داستان معلوم است و مىتوان آن را ديد ( سورهء حجر ، 76 ؛ صافات ، 137 ؛ سورهء فرقان ، 40 ) . اين داستان از اين نظر با داستانهاى داراى مكافات الهى همسان مىگردد كه گفته مىشود لوط به رسالت به نزد قومش فرستاده شده بود . او آنها را به خاطر اعمال ناشايست و لواط سرزنش مىكند .
وقتى كه آنان از در مخالفت درمىآيند و او را به تبعيد تهديد مىكنند ، او و خاندانش هجرت مىكنند ، غير از همسرش كه جزو واپسماندگان است . شهر با باريدن باران عذاب ، يا طوفان شن زيروزبر مىشود ( سورهء قمر ، آيهء 34 ) . در آنجا كه داستان با آمدن فرشتگان و ملاقات آنان با ابراهيم [ ع ] ربط پيدا مىكند ، از روايت معمولى كه در آن لوط پيامبر قومش نيست ، و با آمدن فرشتگان به نزدش مشوش مىشود و به دردسر مىافتد ، فاصله مىيابد . در سورهء عنكبوت ، آيهء 26 ، لوط يكى از كسانى است كه به ابراهيم [ ع ] ايمان مىآورد ، و در سورهء انبياء ، آيهء 71 همراه با ابراهيم [ ع ] هجرت مىكند . در سورهء انبياء ، آيهء 74 به بعد گفته شده كه به او حكمت و علم بخشيده شده ، و پيامبر گرديده است ، و نه فقط پيامآورى در داستانى كه داراى مكافات الهى است .
ر ) المؤتفكات يعنى شهرستانهاى زيروزبر شدهء قوم لوط كه در سورهء توبه آيهء 70 ، و سورهء نجم آيهء 53 به بعد و سورهء حاقّه آيهء 9 به آنها اشاره شده ، احتمالا همان شهرهاى سدوم و گومورا است ، زيرا اين شهرها در محل استقرار قوم لوط ساخته شدهاند . كلمهء عربى مؤتفكات احتمالا چنانكه هرشفلد مىگويد 1 - الف از كلمهء عبرى مهپيخا
mahpe ? kha ?
كه در عهد عتيق با نابودى سدوم ربط دارد ، گرفته شده است .
ز ) به فرعون گاهى بدون اشاره به موسى [ ع ] اشاره شده است ، و موسى [ ع ] به عنوان كسى وصف مىشود كه از كفر او رنج مىبرد ( ازجمله در سورهء قمر ، آيهء 41 به بعد ) . در دو فقره از آيات قرآنى او به عنوان ذو الاوتاد ياد مىشود ( سورهء « ص » ، آيهء 12 ؛ سورهء فجر ، آيهء