« اين سورهاى است كه فرو فرستادهايمش و [ احكام ] آن را واجب گرداندهايم » ، و آيهء دوم سورهء لقمان ( « آيات كتاب حكمتآميز » ) . مشكل ديگر دربخشهايى است نظير اينكه مىگويد : « كتاب فصّلت آياته » ( فصّلت ، 3 ) . بعضى از محققان مسلمان برآنند كه مراد از « فصّلت » يعنى با فواصل يا كلمات سجع / قافيهدار مشخص شده است ؛ و بخشهاى متعددى هست كه آيات با بعضى فصّلها بههم پيوستهاند ، و اگر فاعلى براى آن ياد شود ، خداوند است . اين برداشت نامحتمل مىنمايد ، به ويژه در پرتو آيهء 19 سورهء انعام كه مىگويد :
« وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ »
( حال آنكه [ خداوند ] آنچه را بر شما حرام ساخته ، برايتان روشن كرده است ) . كلمهء بيّن و مشتقات آن نيز غالبا با آيات پيوند دارد و معناى آن آشكارسازى يا روشنسازى است . بدينسان ، جدا از حداكثر يك - دو مورد ، كلمهء آيه در قرآن كريم به معناى ( نشانه ) [ و مايهء عبرت ] است ، نه آيهء خواندنى .
ذكر اين نكته لازم است كه عبارات آيه / آياتدار ، هرجا كه پديدههاى طبيعى به عنوان نشانهها / آيات قدرت و نعمت الهى وصف مىشود ، عنصر مهمى از وحى و تنزيل اوليه به شمار مىآمده است . به دلايل ديگر هم اين جنبهها در دورههاى آغازين مورد تأكيد بوده است . از سوى ديگر بسيارى از عبارات آيه / آياتدار متعلق به دورهء متأخر مكى يا اوايل مدنى است ، و لحن قطعى و قاطع ندارد . قصص دربردارندهء مكافات الهى حاكى از وجود مخالفت است ، ولى بالصراحه متأخرتر از اغلب عبارات و بخشهاى آيه / آياتدار نيست . به طور كلى از آيه / آيات به عنوان پيامهاى وحيانى ياد مىشود كه خوانده مىشوند و بخشى از كتاباند ، ولى به ندرت منظور از آنها فقط و به تنهايى آيه / آيات خواندنى است .
2 . قصص دربردارندهء مكافات الهى : مثانى
در مورد كاربرد دوم آيه / آيات بايد در نظر داشت كه قصص دربردارندهء مكافات الهى نوع معينى از محتويات قرآنى است . در بخش حاضر قصص دربردارندهء مكافات الهى ابتدا به عنوان مقولهاى مجزا و مشخص مورد بررسى قرار مىگيرد ، سپس به اين مسئله مىپردازيم كه آيا مىتوان آنها را با سبع المثانى يكى انگاشت يا خير ؟ قصههايى كه در اين بخش و ذيل اين عنوان بررسى مىشود از اين قرار است :