مؤمنان ( آيهء 24 سورهء عنكبوت ) . در آيهء 15 سورهء قمر كشتى نوح ( يا كماحتمالتر از آن ، داستان او ) باقىمانده است تا به مردم هشدار دهد كه مشركان و نافرمانان نابود مىگردند .
وقتى كه مخالفان و مدعيان حضرت محمد [ ص ] از او آيت / معجزه درخواست كردند ، مىتوان حدس زد كه معجزاتى از همين دست مىخواستند ( آيهء 37 سورهء انعام ؛ آيهء 7 سورهء رعد ؛ آيهء 5 سورهء انبياء ) . چنانكه هماكنون گفته شد ، قرآن كريم تصريح دارد كه فقط خداوند آيات / معجزات را پديد مىآورد ، و هيچ پيامبرى نمىتواند اين كار از پيش خود انجام دهد . خيرهسرى مخالفان حضرت محمد [ ص ] تا حدى بود كه حتى اگر او براى آنان معجزهاى ( احتمالا از همين انواع ) مىآورد ، طبق تصريح آيهء 58 سورهء روم ، آنها باوجود اين باور نمىكردند . در سالهاى آخر عمر پيامبر [ ص ] ، بعضى از موفقيتهاى خارجى او مىتواند به عنوان آيت / معجزه شمرده شود ؛ نظير غنيمتگيرى عنقريب كه در آيهء 20 سورهء فتح به آن اشاره شده و در حدود ايام معاهدهء حديبيه تحقق يافته است ، و بالاتر از همه پيروزى در غزوهء بدر است ( آيهء 13 سورهء آل عمران ) . بحث دربارهء معناى فرقان هم در اينجا مناسب است . چهبسا درخواست آيت / معجزه در طى دورهء وحى مكى بود كه منتهى به تحول معناى كلمهء آيه به چيزى شبيه به « پيام وحيانى » گرديد . پيامهايى كه از طريق روند اسرارآميز وحى به حضرت محمد [ ص ] رسيد نشانههاى واقعى صدق اوست . اين روند و پيامهايى كه او از طرق آن دريافت كرد ، بيّنهاى بود كه او موضعش را بر آن استوار ساخته بود . ( انعام ، 57 ؛ محمد ، 14 ) . درعينحال اين بيّنه چيزى بود كه بايد قرائت مىشد ( هود ، 17 ) .
تا آنجا كه اين آيات الهى ، رويدادهاى وابسته به پيامبران الهى پيشين هستند ، به كلى جدا از مقولهء قصص داراى مكافات كه در بخش بعد مطرح مىگردد ، نيستند . آيات الهى در رويدادهاى معاصر مانند جنگ بدر ، به سختى در اين مقوله مىگنجند ؛ هرچند به يك معنى ، اصل مضمر در آنها يكى است ؛ يعنى دست مكافاتدهندهء خداوند در تاريخ . در آنچه پس از اين مىآيد ، اصطلاح « بخشهاى داراى آيات الهى » محدود به آنهايى است كه از آيات در پديدههاى طبيعى سخن مىگويند ؛ ولى بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه آنها تنها آياتى نيستند كه قرآن كريم از آنها سخن مىگويد .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: ريچارد بل
ص١٩٢