تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
3 . آيات بسيارى هست كه از آياتى سخن مىگويد كه خواندنىاند : وقتى كه آيات الهى خوانده مىشود ، ايمان مؤمنان افزوده مىشود ( انفال ، آيهء 2 ) . اين خواندن آيات وظيفهء پيامبرانى است كه از سوى خداوند آمده‌اند ( ازجمله زمر ، آيهء 71 ) . ولى در اغلب مواردى كه اين تعبير به كار مىرود ، اشاره راجع به خود حضرت محمد [ ص ] است . ( فىالمثل لقمان ، آيهء 7 ؛ جاثيه ، 25 ؛ احقاف ، 7 ؛ جمعه ، 2 ؛ طلاق ، 11 ) در آيهء 6 سورهء جاثيه آيات الهى توسط خود خداوند يا فرشتگان مرسل از جانب او بر حضرت محمد [ ص ] خوانده مىشوند . در تعدادى از بخش‌هاى قرآنى ( انفال ، آيهء 31 ؛ قلم ، آيهء 15 ؛ مطففين ، 13 ) وقتى كه حضرت محمد [ ص ] آيات را مىخواند ، از آنها به عنوان اساطير الاولين انتقاد مىكنند . اين عبارت فى نفسه يادآور قصص داراى مكافات الهى است ( به ويژه انفال ، 31 ؛ قلم ، 15 ) . از سوى ديگر ، در بعضى از بخش‌هاى قرآنى اين عبارت مربوط به وعدهء الهى است ، يعنى قيامت و حساب و كتاب اخروى ، ( فىالمثل مؤمنون ، 83 ؛ نمل ، 68 ؛ احقاف ، 17 ) و در اينها مىتوان آيه را به معناى آيهء الهى گرفت . همچنين ممكن است كه قيامت و حساب و كتاب با همديگر مطرح باشند و قصص داراى مكافات بيشتر مناسب باشد . بدين‌سان مىتوان استنباط كرد كه خواندن آيات ، عمدتا خواندن قصص داراى مكافات باشد ، ولى در اين‌جا هم مطرح بودن آيات به عنوان آيات الهى ، به كلى منتفى نيست . در « خواندن آيات » ، اشاره و منظور دقيق هرچه باشد ، مفهوم خواندن به كاربرد بعدى كلمهء آيه منجر مىگردد . 4 . آيات ، بخشى از قرآن يا « كتاب » اند ، و محتمل‌تر است كه معناى آيهء خواندنى را داشته باشند . كلمهء آيه در زبان و ادب عربى بعدى همواره به معناى آيهء خواندنى است ، ولى محقق امروز حق دارد كه بپرسد آيا در قرآن هميشه به اين معنى است ، يا مسلمانان بعدى اين معنى را به آيه / آيات قرآنى حمل كرده‌اند . قوىترين شاهد براى معناى آيهء خواندنى در خود قرآن در بخش‌هايى است كه از آيه‌اى سخن گفته مىشود كه فراموشانده يا نسخ شده و آيه‌اى مشابه يا بهتر از آن جانشين آن شده است ( بقره ، 106 ) و يك آيه جانشين آيهء ديگر شده است ( نحل ، 101 ) ، ولى حتى در اين‌جا هم چه‌بسا معناى آيه ، كل يك بخش باشد . همين حكم دربارهء آيهء اول سورهء فرقان صادق است كه مىگويد :