برمىآورد . در بعضى موارد ، اينها تجسّمدهندهء دعوت به شكر و سپاس در برابر خداوندند ( سورهء نحل ، 14 ؛ روم ، 46 ؛ يس ، 73 ) يا دعوت به پرستش او ( انعام ، 104 ؛ يونس ، 3 ) . بعضى اوقات آنها به عنوان شاهد قدرت آفرينشگرانهء خداوند كه نقطهء مقابل ناتوانى آلههء باطل است ، به كار مىروند ( نحل ، 10 - 20 ) . گاه به عنوان شاهد قدرت الهى براى برانگيختن مردگان ( حج ، 5 ) يا اجراى مكافات الهى به كار مىروند . به طور كلى اين بخشها انديشهء يك الوهيت مقتدر و متعال و درعينحال مهربان را پيش خاطر ما زنده مىكنند . اينها با اين برداشت كه قرآن مىكوشد با توصيف احوال و اهوال قيامت فرارسنده ، انسانها را ملزم و مجبور به قبول اسلام كند ، ناسازگارند . در اين گونه بخشها اشارتى به انسان هست كه در برابر نعمت الهى ، واكنش مناسب داشته باشد .
عبارات يا بخشهاى شامل آيات الهى ، در تمام دورههايى كه ممكن است وحى را به آنها تقسيم كنيم ، نازل شده است . از آنجا كه اينها به اشياء يا اعيانى ثابت و روندهاى طبيعى ماندگار اشاره دارند ، هيچ رشدى در فهرست پديدههايى كه به عنوان آيات الهى ياد شدهاند ، بازشناسى نمىشود . باغها و نخل / نخيل ، اعناب ( انگور ) و رمّان ( انار ) بىشك در مدينه فراوانتر از مكه بود ، و به نظر مىرسد كه از آنها در عبارات مشتمل بر آيات الهى و در آغاز وحى ذكرى نيست ؛ ولى قول به اينكه همهء بخشها و عبارات در بردارندهء اينها در مدينه نازل شدهاند ، بلادليل است . ويژگى ديگر عبارات مشتمل بر آيات الهى اين است كه نمايشى است از نظم ثابت كه در آن آيات الهى ياد مىشوند ، و تكرارهاى مكرر و معينى نيز در كار است . درهرحال ، بررسى دقيق نشان مىدهد كه فقط يك نظم معين و معلوم وجود ندارد ، و لذا به نمايش تقريبى نظم ، هيچ معنايى نمىتوان نسبت داد . مىتوان استنباط كرد كه در هر بخش ، آيات الهى ياد شده ، آنهايى است كه با اسباب / شأن نزول هماهنگى دارد .
ريچارد بل كه توجه فراوانى به عبارات مشتمل بر آيات الهى مبذول داشته بر آن است كه بعضى از آنها از سورههايى كه زمينهء آنهاست كهنتر هستند ، ازجمله سورهء بقره ، آيهء 21 - 22 ، 28 ؛ سورهء عبس آيات 25 - 31 ؛ سورهء غاشيه ، آيات 17 - 20 . بسيارى از آنها نيز تجديدنظر شده ، و با موضع فعلىشان انطباق يافتهاند ، ازجمله : سورهء انعام ، آيات
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: ريچارد بل
ص١٨٩