تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ترتيب و توالى نولدكه به عنوان نخستين رويكرد به نظم و تدوين تاريخى مفيد است ؛ اگرچه معيار سبك در آن نقش عمده‌اى بازى مىكند . سبك قرآن ، بىشبهه در طى گذر سال‌ها تغيير مىيابد ، ولى نبايد تصور كرد كه اين تحول ، پيشرفت مداوم و مستمر در يك جهت ، ازجمله در جهت افزايش طول آيات است . گاه چنين است كه سبك آيات و عبارات مختلف مربوط به دورهء كمابيش واحدى بر طبق اهداف آنها تغيير مىيابد ، چنان‌كه در خود قرآن نيز به آن اشاره مىشود ( سورهء محمد ، آيهء 20 ، قس آيهء دوم سورهء جمعه ) . حتى همين مسئله هم مورد شك و ترديد است كه آيا كاربرد « رحمن » به عنوان نام خاص خداوند مىتواند محدود به چند سال معدود باشد . اين كاربرد مىبايد در دورهء دوم مكى آغاز شده باشد ، ولى گزارش و سابقه‌اى دربارهء قطع كاربرد صريح آن وجود ندارد . اين اسم همچنان در بسمله به كار مىرفته است ، و به نظر مىرسد مكّيانى كه به كاربرد آن در آغاز صلحنامهء حديبيّه اعتراض كردند ، « الرحمن الرحيم » را نام‌هاى خاص تلقى مىكرده‌اند . ضعف عمدهء طرح نولدكه اين است كه او اغلب سوره‌ها را يك واحد كامل تلقى مىكند . و گاه اذعان دارد كه عبارات و بخش‌هايى با تاريخ‌هاى مختلف در يك سورهء واحد راه يافته‌اند ، ولى اين امر استثنايى است . محققان بعدى ، درعين‌حالى كه خود هر سوره را يك واحد كامل نهايى مىگيرند ، و در قبول اين‌كه گسست‌هايى در آن رخ داده ، اكراه دارند ، راه يافتن عبارات متأخر را در سوره‌هاى اوليه روا مىدانند . اگر - چنان‌كه پيش‌تر مطرح شد - بخش يا واحد اصلى وحى متشكل از عبارات كوتاه و كوچك باشد كه بعدها اين عبارات جمع و تدوين شده و تشكيل سوره داده است ، در اين صورت تاريخ بخش‌ها يا عبارات جداگانه مسأله‌اى است كه بايد بررسى و تعيين شود . يك استنباط جزئى هست داير بر اين‌كه عبارات داراى تاريخ واحد ، بايد باهم جمع شده و در يك سوره گردآمده باشند ؛ ولى لااقل اين امكان هست كه بعضى از سوره‌ها شامل عباراتى باشند كه در اصل در تاريخ‌هاى مختلف وحى شده باشد . اگر ، هم عبارات بخش‌بخش و
هامش
- نظر نولدكه ، به دست مىدهد ، با يك دو تغيير و تفاوت در سوره‌هاى آغازين .