2 . نظريههاى اروپايى در مورد تعيين تاريخ
كوششهاى اروپاييان براى به دست دادن نظم تاريخى و سنوى سورهها معمولا شواهد درونى ( درونمتنى ) يعنى اشارههاى آشكار به رويدادهاى مشهور نزد خاص و عام ، بهويژه دورهء مدنى از دوران رسالت حضرت [ ص ] را نيز به حساب مىآورد .
همچنين به ملاحظات سبكشناسى و واژگانى و نظاير آنها هم توجه مىشود . حاصل آن كه قرآن كريم ، بر وفق روشهاى جديد نقد ادبى و تاريخى مورد مداقّهء جدى قرار گرفته است .
بعضى از محققان قرن نوزدهم يارىهاى مفيدى براى بررسى و تعيين تاريخ نزول سورههاى قرآن عرضه داشتهاند ، و مهمترين كتاب ، تاريخ قرآن اثر تئودور نولدكه است كه نخستينبار در سال 1860 به چاپ رسيد . « 1 » ويرايش دوم آن كه به مدد فريدريش شوالى و ديگران اصلاح و گسترش يافته بود ، در 3 مجلّد در سالهاى 1909 ، 1919 و 1938 انتشار يافت و در سال 1961 به شيوهء افست تجديد چاپ شد . نولدكه در مورد تعيين تاريخ نزول به يك تحول تكامل يابندهء سبك و لحن قرآن از عبارات شاعرانهء پرشور در سالهاى اوليه گرفته تا عبارات بلند و بالاى غيرشاعرانه و بدون شور سالهاى بعد قائل بود . او در بازشناسى سورههاى وحى شده در مكه و وحى شده در مدينه ، طبق سنت اسلامى و عملكرد محققان مسلمان رفتار مىكرد ، ولى بعدها سورههاى مكى را به سه دوره تقسيم مىكرد .
سورههاى دورهء اول مكى عمدتا كوتاه است . آيهها نيز كوتاه است و زبان آهنگين و سرشار از تصوير و صور خيال شاعرانه است . مجموعهاى از سوگندها در اوايل سورهها به ميان مىآيد . سورههاى اين دوره طبق نظم و تواليى كه نولدكه براى آنها قائل است از اين قرارند : علق ، مدّثّر ، مسد ، قريش ، كوثر ، همزه ، ماعون ، تكاثر ، فيل ، ليل ، بلد ، شرح ، ضحى ، قدر ، طارق ، شمس ، عبس ، قلم ، اعلى ، تين ، عصر ، بروج ، مزّمّل ، قارعه ، زلزله ، انفطار ، تكوير ، نجم ، انشقاق ، عاديات ، نازعات ، مرسلات ، نبأ ، غاشيه ، فجر ، قيامت ، مطفّفين ، حاقّه ، ذاريات ، طور ، واقعه ، معارج ، الرّحمن ، اخلاص ، كافرون ، فلق ، ناس ، فاتحه .
هامش
( 1 ) . براى سابقه و سرگذشت اين اثر ، به اوايل فصل يازدهم كتاب حاضر مراجعه شود .