شواهد بسيار كه اندكى از آنها در اينجا عرضه شده حاكى از اين است كه قرآن يك جمعآورى صرف ( و طبق تاريخ نزول يا نظم سنوى ) متشكل از عبارات كوتاه وحيانى نيست . مسئله پيچيدهتر از اين است كه به اين سادگى باشد . جابهجايىهاى وسيع و ناهموارى بعضى از عبارات و ارتباط آنها باهمديگر صرفا قابل انتساب به سبك و سياق قرآن نيست . دانشمند و محقق جديد بهندرت مىتواند راهحل صحيحى براى مسائلى از اين دست كه در جمع و تدوين قرآن وجود دارد عرضه كند . نظر شخصى من اين است كه [ استادم ] ريچارد بل در ترجمهاش ، در كوششهايى كه براى چارهانديشى كرده است ، اغلب موفق بوده است . بخش زيرين نمايانگر بخش كوچكى از نظرهاى اوست كه به اندازهء بقيهء نظرهايش مورد تأييد و تصويب نيست .
3 . فرضيهء بل در باب اسناد مكتوب
الف . فرضيه
تجزيه و تحليل ادبى قرآن ، علاوه بر به دست دادن شواهدى كه در بخش اخير مطرح شد ، ريچارد بل را به تدوين و تنسيق نظريهاى رهنمون شده است كه مربوط به اسناد مكتوب در جمع و تدوين قرآن است . اين نظريه قائل به اين نيست كه صرفا بخشهايى از قرآن در زمان حيات و حضور حضرت رسول [ ص ] كتابت شده است ؛ بلكه قائل به اين است كه در وسط يك سوره ، عباراتى كه به كلى بىارتباط با آن است بر پشت « كاغذ » ى كه براى كتابت بخش يا سورهء ديگر به كار رفته ، نوشته شده و به سورهء ديگرى مربوط بوده است . بل كلمهء « كاغذ » را براى تسهيل كار به عنوان هر نوع مصالحى كه براى نوشتن به كار رفته ، به كار برده است .
بل به عنوان نمونههايى از اين جابهجايى ، آيات 16 تا 19 سورهء قيامت ، و آيات 16 تا 19 سورهء انشقاق ، و آيات 17 تا 20 سورهء غاشيه را ياد مىكند . شرح و بيان اين نظريه در مورد نمونهء اخير روشنتر است . سورهء غاشيه با توصيف قيامت آغاز مىشود و بيانگر سرنوشت بدكاران است ، سپس به توصيفى از پرهيزگاران مىپردازد :
10 .
فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ
( در بهشت برين )