بىهمنوايى ) افزوده شده تا قافيهوارهاى براى آن سوره باشد . در دو مورد [ آيات 84 تا 87 سورهء انعام ، و 45 تا 48 سورهء « ص » - صاد ] اين كار با فهرستى از نامها انجام گرفته است .
در آيات 51 تا 57 سورهء كهف وضع مشابهى مشهود است .
شيوهء ديگرى كه حاكى از اقتباس بعضى عبارات است ، از آيات 141 تا 144 سورهء انعام برمىآيد . اين آيات از نظر دستور زبانى همبسته نيستند ، ولى هر آيه به دو بخش قابل انقسام است . بخشهاى اول از نعمتهاى الهى كه از زمين و از انعام پديد مىآيد سخن مىگويد ، ولى بخشهاى دوم در نهى از غذاهاى تحريمشدهء مشركان است . همچنين در آيات 57 و 58 سورهء اعراف نشانهء رحمت الهى احياى زمين مرده و پژمرده است و وصف تفاوت خاكها / زمينهاست - شايد تشبيه كنايى به آدمها و واكنش متفاوت آنها در برابر پيام الهى باشد - و در دل اين آيات عباراتى افزوده شده كه در تأييد قيامت است ، آن هم با تغيير صريح ضمير از مفرد غايب به جمع حاضر .
علاوهبراين تغييرات ، كه به نظر مىرسد ناشى از گنجاندن يك عبارت از سورهاى ديگر / جاى ديگر به داخل سورهء ديگر است ، شواهد ديگر حاكى از تجديدنظر موجود است . نظرا امكان دارد كه يك بخش به نحوى بازنگرى يا تجديدنظر شود كه هيچ نشانهاى از اين قطع و وصل در آن باقى نماند ، ولى عملا يك خوانندهء دقيق غالبا مىتواند با توجه به نايكنواختى يا ناهموارى خاصى در سبك ، ردّ پاى تغيير و تبديل را بازيابد .
درواقع ناهموارىهاى متعددى از اين دست هست و اين شاهد اساسى بر رخداد تجديد نظر است . علاوه بر نكاتى كه تاكنون گفته شد - يعنى قافيههاى پنهانى ، و كلمات قافيه / فاصله يا سجعدارى كه با زمينه و بافت يك بخش جفتوجور نيست - اين شواهد هم در كار است : تغيير ناگهانى قافيه / فاصله ؛ تكرار كلمهء قافيه يا فاصلهدار در آيات دنبال هم ؛ درميان آمدن يك موضوع غريبه نسبت به ساير مضامين ، كه اگر آن موضوع درميان نباشد ، بقيه همگن و يكدستاند ؛ بازپرداختن به يك موضوع يا مضمون واحد در آيات نزديك بههم غالبا همراه با تكرار الفاظ و عبارات ؛ گسست در ساخت نحوى كه باعث مشكلآفرينى در تفسير شده است ؛ تغييرات ناگهانى در طول آيات ؛ تغييرات ناگهانى در وضعيت و موقعيت دراماتيك ، همراه با تغييرات ضمير از مفرد به جمع ، از دومشخص به
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: ريچارد بل
ص١٤٥