اوليه و اصلى وحى است . دلايلى هست كه فكر كنيم اين روند با نظر خود حضرت [ ص ] انجام گرفته و در طى مراحل دريافت وحى ادامه داشته است . اين نكته از آيهء 16 تا 18 سورهء قيامت برمىآيد كه مىگويد : « زبانت را [ به بازخوانى وحى ] مجنبان كه در كار آن شتاب كنى . گردآورى و بازخوانى آن بر عهدهء ماست . و چون آن را بازخوانيم ، از بازخوانىاش پيروى كن . سپس شرح و بيان آن برعهدهء ماست » .
محتملترين توضيح كلمهء « جمع » [ در آيهء 17 كه مىفرمايد :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
] اين است كه آيات و عباراتى كه جداگانه به حضرت رسول [ ص ] وحى مىشده ، بار ديگر به صورت مجموع و همراه با همديگر تكرار مىشده است . اين نكته را با كمك تصريحات ديگرى از قرآن مىتوان روشن كرد . هنگامى كه در مقام تحدّى از مخالفان حضرت محمد [ ص ] خواسته مىشود كه يك سوره مانند قرآن بياورند [ سورهء يونس ، آيهء 38 ] ، يا ده سوره [ سورهء هود ، آيهء 13 ] همانند آنچه به او وحى شده بسازند ، از فحواى آن چنين برمىآيد كه ده بخش كه مىتوانسته است « سوره » خوانده شود در اختيار حضرت [ ص ] بوده است . تاريخ نزول عبارت دوم در اوايل عهد مدنى است ، و هنوز فرصت بوده است كه بسيارى از سورهها پيش از وفات حضرت [ ص ] به ايشان نازل گردد .
از سوى ديگر ، قرآنپژوهان مسلمان برآنند كه حروف مقطعهء مرموز يا فواتح سور ، بخشى از متن وحيانى است و توسط جمعآورندگان افزوده شده است ؛ و از آنجا كه گروه خاصى از سورهها هستند كه اين حروف را دارند ، محتمل است كه اين گروهها در زمان حيات حضرت محمد [ ص ] هم به صورت گروههاى [ شبيه و بههم پيوسته ] وجود داشتهاند . اگر بسمله نيز جزو متن وحيانى باشد ، اين نكته مؤيّد اين است كه تعيين سرآغاز سورهها به عهد [ و دستور ] خود حضرت [ ص ] مىرسد . به علاوه تفاوت بسيار در طول سورهها را نمىتوان به تفاوت موضوعات ، فواصل يا سجع آيات نسبت داد ، و اينها معيارهايى است كه احتمال دارد تدوينكنندگان مصحف به آن نظر داشته بودهاند . حاصل آنكه بخش اعظم قرآن پيش از آنكه تدوينكنندگان كارشان را آغاز كنند ، به صورت سوره - سوره مدون شده بود . بنابراين محتمل است كه عمل جمع و تدوين توسط خود حضرت رسول [ ص ] و با راهنمايى مداوم وحيانى انجام گرفته باشد .