گذاشته شده و بعضى از محققان مىكوشند كه در سطحى كاملا زبانى و زبانشناختى ، رابطهء زبان قرآن را با انواع و اقسام گويشهاى عربى معاصر بررسى كنند .
امروزه اين نظر قبول عام دارد و حتى درميان محققان منتقد مقبول افتاده است كه شعر پيش از اسلامى معروف به شعر جاهليت / جاهلى ، پديدهاى اصيل است و پيش از روزگار حضرت رسول [ ص ] سروده شده است ؛ همچنين در اين مورد توافق حاصل است كه زبان اين شعر ، لهجه يا گويش هيچ قبيله يا قبايلى نبوده ، بلكه زبان صناعى شعرى و ادبى است ، كه معمولا زبان واسط يا ميانجى شعرى خوانده مىشود ، كه همهء قبايل آن را مىفهميدهاند . محققان قديم مسلمان ، تحت تأثير اعتقاد كلامىشان گرايش به قبول اين نظر دارند ، كه چون حضرت محمد [ ص ] و پيروان نخستيناش وابسته به قبيلهء قريش ( در مكه ) بودهاند ، مىبايست كه قرآن را بر طبق گويش قريش قرائت كرده باشند . و محققان به تبع آن معتقد شدهاند كه اين لهجه ، زبان شعر هم بوده است . از سوى ديگر محققان مسلمان مقدارى اطلاعات دربارهء لهجات قبايل عرب در زمان حضرت رسول [ ص ] حفظ كردهاند ، و اين اطلاعات اين عقيده را كه لهجهء قريش با زبان شعر يگانه بوده است ، رد مىكند .
محققان اروپايى در قرن نوزدهم توجهى به زبان قرآن نشان دادهاند ، ولى جدىترين بحثها پس از انتشار نظريهء جديدى توسط كارل فولرس در سال 1906 درگرفته است . « 1 »
فولرس برآن است كه لهجهء مكه به ميزان معتنابه ، هم با لهجههاى شرقى رايج در نجد و جاهاى ديگر فرق داشته و هم با زبان واسط يا ميانجى شعرى . وى همچنين احتجاج كرده است كه شكل كنونى قرآن با اختصاصات املايىاش حاصل كوشش علما در نزديكسازى لهجهء مكه - كه قرآن در اصل به آن خوانده مىشده - به زبان شعرى است .
در اين روند نزديكسازى ، بسيارى از صور لهجهاى كنار گذارده شده ، و بعضى همچنان به عنوان اختلاف قرائات ، يعنى قرائتهاى متفاوت با مصاحف عثمانى ، در كتب مربوط به اين فن حفظ شده است . بعدها نظريهء فولرس مورد تأييد پاول كاله
Paul Kahle
هامش
( 1 ) .Karl Volkssprache und Schriftsprache im alten Arabien , Strasbourg , 1906 .