گفتهها همراهى كنيم . و چون اين امر را انجام دهيم حاصلش تصويرى تكاندهنده و بسيار صريح است . اينگونه بخشها اگر همراه با حركات و سكنات نمايشى مناسب خوشخوانى شود ، بايد بسيار مؤثر و گويا باشد . اين كيفيت نمايشى ( دراماتيك ) ويژگى شايع سبك قرآن است . نقل قول مستقيم همراه با نداهاى مختلف است كه مربوط به اشخاص داستانى يعنى مورد اشارهء قرآن مجيد است . فىالمثل در داستان موسى [ ع ] در سورهء طه ، گفتارهاى اشخاص قصه ( به اصطلاح قهرمانان ) جاى بيشترى گرفته است ، تا خود نقل داستان . حتى در جايىكه غلبه با داستان است ، به ندرت به شيوهء مستقيم و سرراست گفته مىشود ، بلكه غالبا به صورت يك سلسله تصوير - گفتار درمىآيد . عمل داستانى (
action
) ، حادثه به حادثه پيش مىرود و ناپيوسته است و ربط و پيوندها را گاه بايد ذهن شنونده ( يا خوانندهء قرآن ) برقرار كند .
ث . حكايات و تمثيلات
در تعداد نسبتا معدودى از عبارات حكايتگويانهء قرآن ، باز هم عنصر عبرتانگيزى و اندرزى دخالت دارد . بلندترين قصه / حكايت قرآن داستان حضرت يوسف [ ع ] در سورهاى بههمين نام ( سورهء دوازدهم قرآن ) است . در طى اين داستان يكپارچه هم هراز چندگاه ، روايت رويدادها متوقف شده ، و معترضهاى در بيان مقصود خداوند در آنچه رخ داده است ، به ميان مىآيد . نوع ديگرى از صور آموزشى قرآن مثل / امثال است . « 1 »
بهترين اين امثال ، داستان اصحاب الجنه [ - باغداران ] در سورهء قلم است . داستان تمثيلى دو باغدارى كه در آيات 32 تا 44 سورهء كهف آمده است ، اگرچه صراحتش كمتر است ، اما آموزشگرىاش بيشتر است . بعضى مثلهاى قرآنى در واقع تشبيهات تمثيلى گستردهاى است ، ازجمله آيات 24 - 27 سورهء ابراهيم ؛ آيهء 75 سورهء نحل ، آيهء 45 به بعد سورهء كهف ؛ آيهء 28 سورهء روم ؛ آيهء 29 سورهء زمر . داستان شهرى كه مردمش ايمان نياورده بودند ، قابل طبقهبندى در اين گروه نيست ( سورهء يس ، آيات 13 تا 29 ) ؛ و چهبسا تشبيهى است كه تا حد يك داستان گسترش يافته است .
هامش
( 1 ) .. 11 - 1, ) 4291 ( ii , ailatneirO atcA , 'na ? ruQ mi essinhcielG dnu gnuhcielgreV reb ? U ' , lhuB . F . fC