كار مىرفتهاند ، ولى هيچ سابقهاى مقدم بر قرآن ، از آنها به دست ما نرسيده است كه راجع به صورت يا معناى آنها باشد . در حدود نيمى از اين 70 لغت از زبانهاى مسيحى و عمدتا سريانى ، و چند فقره حبشى و 25 فقره عبرى يا عبرى - آرامى است ، و بقيه كه اغلب اهميت دينى ناچيزى دارند از فارسى ، يونانى يا از منشأ نامعلوماند . اين نتيجهگيرى كلّا و كمابيش درست است ، ولى دربارهء جزئيات هريك جاى بحث و چونوچرا وجود دارد ؛ زيرا هنگامى كه يك لغت در زبانهاى سامى شكل مشابه دارد ، دشوار مىتوان گفت كه از كدام زبان به عربى راه يافته است .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: ريچارد بل
ص١٣٣