نوشته شده است ، علماى اسلام را به اين امر بىعلاقه كرد كه اذعان كنند در قرآن لغاتى وجود دارد كه از ساير زبانها وام گرفته شده است . ولى هرچه بوده ، در طى زمان ، با بىميلى پذيرفتهاند كه بعضى از كلمات قرآن از اصل و ريشهء عربى نيست . ولى علم و اطلاع آنان راجع به ساير زبانها ناچيز بوده ، لذا نتوانستهاند اصل و منشأ اين كلمات را روشن كنند . سيوطى ( م 911 ق ) و عبد الرحمن ثعالبى ( م 873 ق ) « 1 » نظرگاه علماى متأخر را بدين نحو بيان داشتهاند كه برآنند در نتيجهء تماسهاى عربها با مردم كشورهاى ديگر ، كلمات غير عربى كه اصطلاحا دخيل نام دارد ، وارد زبان عربى شده است ، ولى از آنجا كه اين كلمات به كلى عربى شده است ، لذا اين حكم همچنان درست است كه قرآن به زبان عربى مبين است . در عصر جديد پژوهشهاى معتنابهى در زمينهء كلمات دخيل قرآن انجام گرفته است . دانش وسيعترى كه امروزه دربارهء زبانها و لهجههاى پيش از اسلام در كشورهاى مجاور عربستان ، در دست است ، اين امر را ممكن ساخته است كه اصل و نسب اغلب اين لغات با ميزانى از دقت تعيين گردد .
مناسبترين و دستيابترين تحقيق در اين زمينه براى انگليسىزبانان كتاب آرتور جفرى به نام
The Foreign Vocabulary of the Qur'a ? n
است . « 2 » مؤلف در اين كتاب پس از يك مقدمهء چهل - پنجاه صفحهاى كه كوششهاى علماى مسلمان را در اين زمينه شرح مىدهد ، 275 واژه را غير از اعلام برمىشمارد كه دخيل شمرده مىشوند ، و آراء و انظار محققان جديد را دربارهء منشأ آنها مطرح مىسازد ، يا خلاصه و چكيدهء بحثهاى پيشين را به ميان مىآورد ، يا تحقيقات تازهء خود را عرضه مىدارد . تقريبا سهچهارم لغات مطروحه در اين كتاب را مىتوان ثابت كرد كه در زبان عربى پيش از روزگار حضرت رسول [ ص ] بهكار مىرفته است ، و بسيارى از آنها جزو لغات رايج عربى درآمدهاند . بر اين مبنا نظر سيوطى تأييد مىشود . از حدود 70 لغت باقىمانده ، اگرچه شاهد مكتوبى از كاربرد پيشين آنها در دست نيست ، اين حكم دربارهء آنها صادق است كه در زبان شفاهى به
هامش
( 1 ) . منقول در كتاب واژههاى دخيل در قرآن مجيد ، ص 10 متن انگليسى .
( 2 ) .Baroda , 1938 ( Gaekwad's Oriental SeRIES , VOL . 79 ) .- اين كتاب توسط دوست فرزانهء قرآنپژوهم استاد دكتر فريدون بدرهاى تحت عنوان واژههاى دخيل در قرآن مجيد ترجمه و از سوى انتشارات توس منتشر گرديده است ( تهران ، 1372 ش ) . ( م )