تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
طور همين طرح و تعبيه ديده مىشود كه با تغيير همنوايى معناى آيات را برجسته‌تر مىنمايد ، سوگندهايى هست كه هرچند ترجمه و تفسير آنها دشوار است ، ولى به نظر مىرسد كه براى نخستين شنوندگان آن [ در عصر نزول وحى ] معناى روشنى داشته است . در ساير عبارات خطابى ، كه تعداد آنها هم كم نيست ، « 1 » سوگندها به‌نحوى انتخاب شده‌اند كه در جزا يا پاسخ قسم اثر مىگذارند و همنوايى آنها با ساير آيات ، تأثير ويژه‌اى بر آن عبارات مىگذارد . شايد بهترين مثال آيات 1 تا 10 سورهء شمس است كه چهار زوج قسم با موجودات يا پديده‌هايى كه تقابل دارند ( خورشيد و ماه ، روز و شب ، آسمان و زمين ، و آنچه نفس را شكل داده و فجور و تقواى آن را در آن نهاده است ) به‌عنوان زمينه و تمهيد مقدمه است براى بيان تقابل بين كسى كه نفس / دل خود را پاكيزه مىدارد ، و كسى كه آن را پست و فرومايه مىدارد . اين سبك و سياق خطابى در وحى متأخّر ( مدنى ) كم‌نمونه‌تر است . گاه عباراتى هست كه فقط يك سوگند در آغاز آن مىآيد . و در وحى دورهء مدنى ، اصولا قسم به‌ندرت مىآيد . يك نوع تعديلى كه در عبارات خطابى مشهود است ، كاربرد عبارات زمانى است كه با « اذا » يا « يوم » آغاز مىگردد ، كه غالبا به تعبيرى ختم مىشود كه سخن از داورى وجدان است . در آيات 26 تا 30 سورهء قيامت ، صحنهء مرگ و احتضار با عبارات زمانى توصيف مىگردد ، ولى از دل مجموعهء اين پديده‌هاى خشيت‌آور ، اشاره به روز قيامت است كه سر برمىكشد . در آيات 1 تا 6 سورهء انشقاق گزارهء اصلى ، بدون سجع يا قافيه رها شده است ، ولى در ساير موارد ، قافيه‌اش با بقيهء عبارات همخوان است . بلندترين عبارات از اين دست ، آيات 1 تا 14 سورهء تكوير است . دوازده عبارت « اذا » دار پيش‌درآمد اين عبارت اصلى مىگردد كه : « هركس بداند كه چه آماده كرده است » ، كه اشاره به اعمال دنيوى و پاداش و كيفر اخروى آنها دارد . مؤثّر بودن چنين فرمى حتى در قطعات كوتاه‌تر
هامش
( 1 ) . بخش‌هاى مؤكد و اصلى عبارتند از : يس ، 1 - 5 ؛ صافات ، 1 - 4 ؛ « ص » ، 1 به بعد ؛ زخرف ، 2 به بعد ؛ دخان ، 1 - 6 ، « ق » ، 1 ؛ ذاريات ، 1 - 6 ؛ طور ، 1 - 8 ؛ نجم ، 1 - 3 ؛ واقعه ، 75 - 80 ؛ قلم ، 1 - 4 ؛ حاقّه ، 38 - 43 ؛ مدّثّر ، 32 - 37 ؛ قيامت ، 1 - 6 ؛ مرسلات ، 1 - 7 ؛ نازعات ، 1 - 14 ؛ تكوير ، 15 - 19 ، انشقاق ، 16 - 19 ؛ بروج ، 1 - 7 ؛ طارق ، 1 - 4 ، 11 - 14 ؛ فجر ، 1 - 5 ؛ بلد ، 1 - 4 ؛ شمس ، 1 - 10 ؛ ليل ، 1 - 4 ؛ ضحى ، 1 - 3 ؛ تين ، 1 - 5 ؛ عاديات ، 1 - 6 ؛ عصر ، 1 به بعد ( در بعضى موارد اين ترديد وجود دارد و به نحو قطعى مسلّم و معلوم نيست كه پايان آيات يا بخش كجاست ؟ ) .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 125 | ريچارد بل / بهاء الدين خرمشاهى