آشكارتر است ، و جاى كوچكترين شك و شبههاى نيست كه اين عبارات بر وجدان شنوندگان عميقا اثر مىگذاشته است . « 1 »
ت . صحنههاى نمايشى
هدفاندرزى يا پندآموزى اين نوع بيان در سراسر قرآن آشكار است . تراكم عبارات زمانى سراسرى نيست ، ولى در همهء سطوح قرآن توصيف صحنههاى روز قيامت و حيات اخروى به چشم مىخورد كه هدف از آنها بحث عقلى نيست ، بلكه تأثير بر وجدان مخاطب و نوعى احتجاج است . باوجود جزئيات بسيارى كه قرآن دربارهء قرارگاه ابدى رستگاران و گمراهان دارد ، در هيچجا توصيف يكپارچه و جامعى نيامده است . تصوير و توصيف مقطعى بسيار است ( ازجمله آيهء 76 و 83 سورهء الرحمن ) ، ولى كامل نيست . از سوى ديگر قطعات هنرمندانهاى هست كه جاذبههاى دلانگيز [ بهشت ] و اهوال [ جهنم ] را تصوير مىكند . توصيفات مربوط به قيامت هم درخشان است . پيداست كه جاذبهء اين صحنهها در خود آنها فى نفسه نيست ، بلكه در ارزش عبرتآموزى و اندرزدهى آنهاست . فقط يك يا دوبار است كه قرآن از تجلّى الهى سخن مىگويد ، آن هم به نحوى گذرا ( ازجمله در آيات 67 تا 74 سورهء زمر ، و آيات 22 تا 30 سورهء فجر ) .
در بسيارى از صحنههاى مربوط به توصيف ( روز ) قيامت ، كيفيت نمايشگرانهاى هست كه غالبا موردتوجه قرار نگرفته ولى بسيار مؤثّر است . فهم بعضى از اين عبارات دشوار است . زيرا طرح و تركيب آنها براى تلاوت است ، و روشن نيست كه قائل هر عبارت و سخنى [ كه در آن توصيفات آمده ] كيست . اين نكته را بايد از لحن و تغيير لحن و فحواى هر بخش دريافت . اين نكته با مثال روشنتر مىشود . ازجمله در آيات 19 تا 26 سورهء « ق » ، آيات 51 تا 60 سورهء صافّات ، بايد تخيّلمان را بهكار اندازيم تا بتوانيم با اين
هامش
( 1 ) . عبارات وقتدار ، يا هنگامدار با « اذا » شروع مىشود . ازجمله - واقعه ، 1 - 6 ؛ قلم ، 13 - 17 ؛ مدّثّر ، 8 - 10 ؛ قيامت ، 7 - 12 ، 26 - 30 ؛ مرسلات ، 8 - 13 ؛ نازعات ، 34 - 41 ؛ تكوير ، 1 - 14 ؛ انفطار ، 1 - 5 ؛ انشقاق ، 1 - 6 ؛ زلزله ، 1 - 6 ؛ نصر ، 1 - 3 . ترجيعوارهها با « يوم » آغاز مىشود ازجمله - معارج ، 8 - 14 ؛ نبأ ، 16 - 18 ؛ عبس ، 34 - 37 ؛ قارعه ، 4 به بعد .