و با همديگر به ميانهء آن [ معركه ] درآيند ،
كه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است [ نازعات ، 1 - 6 ] .
در ساير بخشها صيغهها و ضماير مؤنث را غالبا در اشاره به فرشتگان انگاشتهاند ؛ و مىگويند كه براى اين برداشت ، مؤيدات كمرنگى از قرآن كريم وجود دارد ، لذا صيغهء به كاررفته در آيهء اول سورهء صافات [ -
وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا
] دربارهء فرشتگان است ، اما در آيهء 165 همين سوره صيغهء مذكر به كار رفته است [ -
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ
] . درهرحال معلوم نيست كه آيا كسانى كه براى نخستين بار قرائت اين بخشها را از حضرت محمد [ ص ] شنيدهاند ، معناى روشنى براى تأكيدات يا احكام مؤكد آنها قائل بودهاند يا نه . اگر هم تفسير صريحى وجود داشته بوده ، به نظر مىرسد كه مسلمانان بعدى آن را فراموش كردهاند . درهرحال ، حتى بدون معناى روشن هم ، سوگندها در خدمت اين بودهاند كه حكم نهايى [ / جزاى قسمها ] را مؤثّرتر سازند ؛ و اين بىشك همخوان با شيوههاى سنتى كاهنان بوده است .
گفتهاند كه گفتارهاى كاهنان كه آهنگين بوده ، اما وزن عروضى ثابتى نداشته ، و داراى همنوايى بوده ، اما همواره دقيقا مقفّى نبوده ، مسجّع بوده است ، كه به اين ترتيب ، هم از شعر و هم از نثر متمايز بوده است . « 1 » كل قرآن كريم را غالبا به خاطر همنوايى در آخر آيهها ، مسجّع شمردهاند ؛ ولى علماى مسلمان ، گاه بر اين بودهاند كه قرآن ، به معناى دقيق كلمه مسجّع نيست . بىشك بخش اعظم آن ، بسيار متفاوت از گفتارهاى كاهنان است .
پ . عبارات خطابى و داراى قيد زمان
اين سوگندهاى گاهبهگاه و مرموز قرآنى فقط وقتى مؤثرتر است كه تعداد آنها كمتر باشد . سورهء فجر با چهار عبارت آغاز مىگردد كه از بس مرموز است ، چهبسا درنيافتنى است : « سوگند به سپيدهدم ، و سوگند به شبهاى دهگانه ، و سوگند به زوج و فرد ، و سوگند به شب چون سرآيد . » و به دنبال آن آيهاى مىآيد كه شايد بايد آن را معترضه تلقى كرد ، و اشاره به تأثير اين خطابها دارد ، و آن چنين است : « آيا در اينها خردمندان را سوگندى سزاوار است ؟ » كه معناى آن صريح و آشكار نيست . يا در آيات 1 تا 8 سورهء
هامش
( 1 ) .Cf . Alfred Guillaume , Prophecy and Divination , London , 1938 , 245 - 50 , etc