ب . گفتارهاى كاهنان
قرآن تأكيد دارد كه حضرت محمد [ ص ] كاهن نيست [ طور ، 29 ] و كلمات وحيانى گفتار كاهن نيست [ حاقّه ، 42 ] ؛ و اين حكم بىشبهه در مورد بخش اعظم قرآن صادق است . نياز به چنين نفى و انكارى حاكى از آن است كه بين بعضى آيات و عبارات وحيانى اوليه و گفتارهاى كاهنان شباهتهايى وجود داشته است . درميان اقوام سامى سنت عميقى وجود داشته كه اطلاع از عوالم ماوراء الطبيعه را با صور بيانى غيرمتعارف از جمله عبارات [ موزون و ] مقفّى مربوط مىدانستهاند . يك نمونهء كهن از اين شيوه در اظهارات و اقوال بلعام در عهد عتيق [ سفر اعداد ، بابهاى 22 - 24 ] مشهود است . محققان مسلمان نمونههايى از عبارات عربى كه گفته مىشود متعلق به عصر قبل از اسلام است ، نقل كردهاند كه يكى از آنها ظهور حضرت محمد [ ص ] را پيشگويى كرده است و ترجمهء آن كمابيش از اين قرار است :
ديدهاى نورى كه تافت * پردهء شب را شكافت
زى همهجانب شتافت * جمله را مفتوح يافت .
كسى كه آينده را به اين شيوه پيشگويى كرده است ، يعنى كاهن به نظر نمىرسد كه تعلق خاصى به معبد يا صنم و الههاى داشته باشد ، بلكه الهامدهندهء ويژهء خود را كه از جن يا ارواح است داشته كه به او الهام داده است . چنين شخصى در انواع و اقسام مسائل مورد مشورت قرار مىگرفته است . از او براى پيشگويى و پيشبينى آينده ، حل اسرار گذشته ، و حلوفصل دعاوى دعوت مىشده است . غيبگويىهاى او غالبا مبهم و دوپهلو ، و اغلب آراسته به سوگند است كه آنها را مؤثرتر سازد ، و معمولا در هيئت نثر مسجع يا موزون كه نمونهاى از آن [ در جامهء ترجمهء منظوم ] عرضه شد ، بيان مىشده است .
على الاصول ، بر وفق شواهد زبان عربى ، تفاوت ناچيزى بين كاهن و شاعر و مجنون بوده است ؛ و لذا تعجبآور نيست كه قرآن كريم نفى و انكارهايى در مورد شاعر يا مجنون بودن حضرت محمد [ ص ] دارد [ ازجمله در سورهء حاقّه ، آيهء 41 ، و سورهء طور ،