پيداست كه اين عبارات مستقل ، براى تكرار مناسب است ، و در اصل جزو سورهها يا بخشها و عبارات بلندتر نيست . اينها ساختار شعار يا پند و كلمات قصار دارند . در مواردى كه اسباب يا شأن نزول در كار است ، و اين موارد در قسمت دوم قرآن بيشتر است ، عباراتى كه با آنها استفتا يا نظرخواهى و اقتراح مىشود نشان از تعلق خاطر و ابتلاى خود حضرت رسول [ ص ] يا مسلمانها دارد ؛ چنانكه از او دربارهء هلالهاى ماه پرسش مىكنند ( سورهء بقره ، آيهء 189 ) ، يا دربارهء انفاق ( سورهء بقره ، آيهء 215 ) ، يا دربارهء اين كه چه چيزى براى آنان حلال است ( مائده ، آيهء 4 ) يا حكم غنايم از چه قرار است ( سورهء انفال ، آيهء 1 ) و بسيارى موضوعات ديگر ؛ گاه نيز بعضى احتجاجات يا طعن و تعريض در كار است ( سورهء انعام ، آيهء 37 ) . يك نكته يا انتقاد ، باعث جلب توجه عام شده است .
حضرت رسول [ ص ] ابتدا در طلب هدايت و راهنمايى برآمده است ، سپس وحى دريافت كرده است كه به او مىگويد چه بگويد . اينگونه پرسش و پاسخها جزو تعبيراتى درآمده است كه مشخصهء سبك قرآنى است .
تعيين تاريخ اين شعارها و پندها و كلمات قصار دشوار است . معلوم نيست همهء آنها مربوط به اوايل وحى باشد ، ولى بعضى از آنها هست . اينها چندان رايج و مأنوس است كه مىتوان استنباط كرد كه عنصر ثابتى از زندگى جامعهء اسلامى است ، و تكرار چنين پندها و شعارها ، در عمل به عنوان شيوهء مؤثرى از تثبيت رهيافتها و عملكردهاى اسلامى درآمده است .
طبعا در اين عبارات انتظار همنوايى مىتوان داشت ، ولى در همهء نمونهها چنين نيست . اغلب آنها با سجع و در واقع فواصل سورهاى كه در آنها واقعند ، همخوانى طبيعى دارند ، ولى معدودى از آنها درميان خود هم سجع يا فاصله دارند . استثنا از اين قاعده يكى در آيهء 46 سورهء سبأ ، و ديگرى آيهء 44 سورهء فصّلت است .
عبارات آغازين در آيات 1 و 2 سورهء تكاثر اگرچه با « قل » آغاز نمىشود ، ولى بىشباهت به همان شعارها نيست . در مجموع چنين مىنمايد كه ربط و پيوند نثر آهنگين و همنوا با [ گفتارهاى ] كاهن ، آن [ عبارات قرآنى ] را براى بيان كلمات قصار كوتاه مناسب گردانده است .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: ريچارد بل
ص١٢١