آن ، آنها را جابهجا كرد . ملاحظهء عبارات داراى خطاب مستقيم ، اينگونه قطعات را نشان مىدهد . مثلا آيات 178 - 179 سورهء بقره ، با قصاص ربط دارد ، ولى درعينحال خطابى هم با مؤمنان دارد و به مسائل ديگر هم مىپردازد ، كه ربط ضرورى با آنها ندارد . همچنين آيهء 11 سورهء مائده ، اگر زمينهء اشارهاش را بدانيم ، فى نفسه مستقل و روشن است ، ولى اگر چنين آيهاى در اين سوره نبود ، ما متوجه نمىشديم كه در آنجا چيزى افتاده است .
شكل اين قطعات كوتاه چهبسا با توجه به مثالى از آيهء 13 سورهء حجرات بهتر روشن شود : « هان اى مردم ، همانا ما شما را از يك مرد و يك زن آفريدهايم و شما را به هيئت اقوام و قبايلى درآوردهايم تا با يكديگر انس و آشنايى يابيد ، بىگمان گرامىترين شما در نزد خداوند پرهيزگارترين شماست ؛ كه خداوند داناى آگاه است . » در اينجا پس از كلمات خطاب آغاز آيه ، اشارهاى به اصل موضوع و محتواى آيه است ، سپس حكمى اعلام شده است و سرانجام يك پند موجز به ميان آمده است . اين شكل نه فقط در عباراتى كه خطاب مستقيم دارد ، بلكه در بسيارى آيات ديگر هم ديده مىشود . در غالب آيات ابتدا اشارهاى به زمينهء اصلى يا سبب نزول هست ، سپس سؤالى به ميان مىآيد ، كافران چيزى گفتهاند ، يا انجام دادهاند ، چيزى رخ داده است ، يا موقعيت خاصى پديد آمده است . محتوا هرچه هست ، معمولا بيش از سه - چهار آيه نيست . و در پايان يك حكم كلى مىآيد كه غالبا راجع به خداوند است . و هر پاراگراف يا بند قرآنى به آن ختم مىشود . همينكه خواننده اين شيوه و شگرد مربوط به سبك قرآن را به دست آورد ، از آن پس ديگر آسان است كه سورهها را به قطعات جداگانه يا مستقلى كه تشكيل دهندهء آنهاست ، تقطيع كند ؛ و اين گام مهمى براى [ ترجمه و ] تفسير قرآن است . البته حكم قاطع و افراطى نبايد كرد كه هيچگونه ربط و پيوندى بين اين قطعات مستقل وجود ندارد . چه بسا پيوندى از لحاظ موضوع يا انديشه هست . و اگر اين پيوندها هم نباشد ، پيوند و همسانى زمانى در كار است . از سوى ديگر ممكن است بين قطعات پيوسته بههم ، ربط محتوايى يا فكرى نباشد ، يا ممكن است سوره متشكل از قطعاتى متعلق به زمانهاى نزول مختلف باشد كه [ به دستور حضرت رسول ( ص ) ] در درون يك سوره در كنار هم قرار گرفتهاند .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: ريچارد بل
ص١١٩