معتنابهى هستند ؛ ولى در موارد و مواضع متعدد آمدهاند ، بهجاى آنكه به نحو سرراست در يكجا بيان شوند . و اين خصيصه يعنى سرراست و يكجا آمدن ، در مورد بلندترين قصهء يكپارچهء قرآن ، يعنى داستان يوسف ، در سورهء يوسف صادق است . در ساير سورهها ، حتى در جايى كه مىتوان پيوند معنايى و مضمونى پيدا كرد ، اين آرايش گسسته پيوند مشهود است . فىالمثل در سورهء « ق » [ - قاف ] ، اين مسئله قابل بحث است كه خط فكرى ممتدى بر مجموعهء قطعات جدا از هم حاكم است : از تمسخر ثروتمندان در حق مؤمنان و نارضايى حضرت رسول [ ص ] از آنان ، تا بيان عظمت و تعالى پيام كه بايد سيطره يابد ، ولى ناسپاسى انسان به خاطر منافع دينى و دنيوى مانع آن مىشود ، تا توصيف روز قيامت . جداگانگى و گسستگى قطعات جدا ، آشكارتر و چشمگيرتر از وحدت معنايى آنهاست . و يكى از اين قطعات ، يعنى آيات 24 تا 32 نشانههايى دارد حاكى از اينكه به جاى ديگر تعلق دارد ، و در اصل به آيات اين سوره پيوسته نيست . در سورههاى بلند كه عمدتا وقف بيان مضامين سياسى و فقهى است ، به نحوى كه به قدر كافى طبيعى است ، با تنوع موضوع مواجهيم . در اينجا هم درعينحال كه عبارات متعددى به يك موضوع ، فىالمثل قواعد و احكام طلاق در آيات 228 تا 232 سورهء بقره ، اختصاص دارد ، به نظر نمىرسد كه هيچ موضوعى از اينگونه موضوعات [ فقهى ] ، به نحو منسجم و در سورهء واحد ، يا آيات و عبارات كافى و واحد در يكجا مطرح گردد . و برعكس غالبا با اين پديده مواجهيم كه يكسوره داراى عبارات و آياتى است كه به موضوعات متعدد مىپردازد ، و هر موضوعى از موضوعات آن در چند سورهء مختلف مكرر بيان مىشود .
قرآن خود تصريح دارد كه در قطعات جداگانه فرود آمده است ( سورهء نحل ، آيهء 106 ؛ سورهء فرقان ، آيهء 32 ) ؛ ولى چيزى دربارهء طول هر قطعه نمىگويد . روايات مربوط به اسباب / شأن نزول كه در دل احاديث مندرج است ، غالبا به عبارت يا عباراتى متشكل از يك يا دو آيه اشاره دارد ، و اين مؤيد اين استنباط است كه قطعات وحيانى ، كوتاه هستند .
بررسى خود قرآن هم مؤيد اين برداشت است . نه فقط بسيارى از قطعات كوتاه به تنهايى سورهء مستقلى را تشكيل مىدهند ، بلكه سورههاى بلندتر هم دربردارندهء قطعات كوتاهى هستند كه فى نفسه كاملند ، و مىتوان بدون آسيب رساندن به نظم و ترتيب زمينه و بافت
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: ريچارد بل
ص١١٨